KING - 1 《 کد ثبت ( 1-1-695624-65-3-1 ) 》 افزایش بازدید logo-samandehi موکب باب الحوائج شهر حر >
موکب باب الحوائج شهر حر
چهار شنبه 15 مرداد 1393برچسب:, ساعت: 10:56| نظر | ادامه مطلب

سخن مؤسسه:
«يَا أَيُّهَا الْنَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلاَلبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلاَ يُؤْذَيْنَ؛ اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [= روسرى‏هاى بلند ]خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است».  مسأله حجاب، در همه اديان الهى مورد توجه بوده است و دين مبين اسلام كه منطبق بر فطرت بشر مى‏باشد، اهميت خاصى براى آن قائل شده است كه با بررسى آيات نورانى قرآن و احاديث معصومين عليهم‏السلام به گوشه‏اى از اين اهميت پى مى‏بريم.
بدون شك حجاب موجب خشنودى خداوند است؛ زيرا زن، با حجاب خويش جلال خود را حفظ مى‏نمايد و به راستى جمال و جلال زن در حجاب اوست.
حجاب وسيله‏اى براى گسستن بندهاى اسارت نفس و رهايى از آن به شمار مى‏رود. حجاب نشانگر حيا و پاكى روح و روان زنان است و استقلال فرهنگى و دينى يك جامعه و نيز ايمان و اعتقاد يك زن به ارزشهاى اصيل اسلام به وسيله حجاب به نمايش گذاشته خواهد شد. زن باحجاب، ديگر در تيررس هواهاى نفسانى نامحرمان قرار نخواهد گرفت؛ لذا براى هميشه پاك و محبوب باقى مى‏ماند، و چون مرواريدى در  صدف عفاف، ارزشمند و پربها محفوظ خواهد ماند.

چهار شنبه 15 مرداد 1393برچسب:, ساعت: 10:53| نظر | ادامه مطلب

نام كتاب: حجاب، حريم پاكى‏ها
تأليف:گروه پژوهش‏هاى فارسى مؤسسه جهانى سبطين(ع)
نوبت چاپ:اول ـ 1386
چاپ:محمد
قطع:رقعى
تيراژ:2000
قيمت:1800 تومان
آدرس: قم، خيابان انقلاب، كوچه 26، پلاك 46 و 48
تلفن: 7703330ـ0251
شابك: 3-28-8716-964-978

پنج شنبه 2 مرداد 1393برچسب:, ساعت: 20:2| نظر | ادامه مطلب

 با توجه با حمله ناجوان مردانه رژیم اسرائیل به مردم بی دفاع غزه و فردا روز جهانی قدس است با شرکت در این راهپیمایی با شکوه و حمایت از مردم مظلوم غزه و فلسطین شویم 

چهار شنبه 8 تير 1393برچسب:, ساعت: 9:0| نظر | ادامه مطلب

 ابوعبدالله حسين بن على بن ابى طالب بن عبدالمطلب بن هاشم (عليهم السلام) روز سوم يا پنجم شعبان سال چهارم هجرى بعد از امام حسين (عليه السلام) ديده به جهان گشود. مادرش حضرت فاطمه (سلام الله عليها) دخت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) وى را نزد پدر بزرگوار خويش برد و آن حضرت وى را ((حسين)) ناميد و گوسفندى برايش عقيقه كرد و آن گونه كه از روايات (1) استفاده مى شود، دوران باردارى والده ماجده اش به اين نوزاد، به سان يحيى بن زكريا (عليه السلام) شش ماه به طول انجاميده است. امام حسين (عليه السلام) هشت سال با جد بزرگوار خويش و سى و هشت سال با پدر بزرگوار و نزديك به چهل و هشت سالگى در كنار برادرش ‍ امام حسن (عليه السلام) به سر برد و پس از شهادت او ده سال زندگى كرد.
امام (عليه السلام) در سال 61 هجرى به شهادت رسيد و عمر شريف آن بزرگوار 57 سال و چهارماه و چند روز بوده است.
امام حسين (عليه السلام) محبوب دل جد و پدر و مادرش بود و به جهت عشق و علاقه اى كه پدر بزرگوارش به او داشت، با اين كه همراه با برادرش ‍ حسن (عليه السلام) در كليه جنگ هاى جمل، صفين و نهروان حضور داشتند، به هيچ يك از آن دو اجازه پيكار نداد.
امامت آن حضرت به فرموده صريح جدش رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) ثابت شده است آن جا كه فرمود: الحسن و الحسين امامان قاما اَو قَعَدا.(2)
((حسن و حسين دست به قيام بزنند يا سكوت كنند، امام و پيشوايند)).
سكوت امام حسين (عليه السلام) از حق خويش در زمان امام مجتبى (عليه السلام) نخست به جهت حق امامت امام حسن (عليه السلام) بر او و ثانيا به دليل وفاى به عهد و پيمانى كه برادر بزرگوارش حسن (عليه السلام) با معاويه بسته بود و علل و انگيزه هاى ديگرى كه خود حضرت از آنان آگاهى داشت، صورت پذيرفت.
معاويه در نيمه رجب سال شصت مُرد و پسرش يزيد را به جانشينى خود تعيين كرد. يزيد طى نامه اى به وليد بن عتبه پسر ابوسفيان فرمانرواى معاويه بر مدينه، از او خواست تا از امام حسين (عليه السلام)، عبدالله بن زبير و عبدالله بن عمر براى او بيعت بگيرد، اين دو تن از شهر گريختند و امام حسين (عليه السلام) از بيعت خوددارى كرد، و اين حادثه در اواخر رجب رخ داد.

چهار شنبه 7 تير 1393برچسب:, ساعت: 9:0| نظر | ادامه مطلب

 خدايى را سپاس گويم كه بندگان را آزمود و آنان را در معرض امتحان قرار داد تا مشخص شود كدام يك كردارى شايسته دارند؛ برخى از آنان به عهد و پيمان الهى خويش وفا و برخى خيانت ورزيده و مأيوس و ناكام ماندند و صلوات و درود بر فرستاده اش كه او را به حق، مژده دهنده و بيم آور به سوى مردم فرستاد و بر خاندان او كه سرور آفريدگانند و هر يك در جاه و مقام از جايگاهى برجسته برخوردارند و درود ويژه بر شهيد كربلا و ياران نيك سرشت وى باد.
به شناخت ياران برجسته امام حسين (عليه السلام) و شرح حال آنان اشتياق فراوان داشته و بدان عشق مى ورزيدم تا آن گونه كه بايد، با اين شخصيت ها آشنا شوم، همين امر مرا بر اين داشت كه طى ده سال بسان پرنده اى كه در پى دانه باشد، كتب رجال، مقاتل و جنگ و نبردها را با خريدارى و عاريه، مورد بررسى و مطالعه قرار دهم و چون دانه پرنده اى از هر كتابى، خوشه اى برگيرم، تا اين كه به شرح حال آن والاتباران، جز اندكى كه در جايى بدان دست نيافتم، همت گماردم، نوشتار پيشينم را بازنويسى كردم و در پايان شرح حال هر يك از اين بزرگان، كلمات دشوار موجود در متن آنان را به تحرير در آوردم تا اهل ادب، مشكلى پيش رو نداشته باشند و آن را ((ابصار العين فى انصار الحسين)) ناميدم. بر آن پيش درآمدى مرتب ساختم و گزيده اى از شرح حال و زندگى سالار شهيدان را در آن يادآور شدم.

چهار شنبه 6 تير 1393برچسب:, ساعت: 9:0| نظر | ادامه مطلب

 سخن گفتن از تاريخ و حماسه عاشورا و آموزگار شهادت، حضرت اباعبدالله الحسين (عليه السلام)، نيازمند لياقتى در خور و بايسته است و هر كسى را توان چنين كارى نيست، زيرا سخن از عظمتى است كه تمام عظمت ها از آستانش هستى به خود گرفته. چهره سرخ حسين (عليه السلام) شاهدى است كه طى اعصار و قرون و نسل ها مى درخشد و در سيماى تابناك شهيد و شهادت، رخ مى نمايد.
از عظمت چهره هاى درخشان پرچمداران كربلا كه خود، از پديد آورندگان آن حماسه جاويدند، جز ترسيم بيوگرافى هاى كوتاه و ناقص، چيزى در اختيار نسل معاصر ما نيست، و چه بسا عظمت اين پاكباختگان، بر بسيارى از خواص ما نيز پوشيده باشد. آن چه در خاطره ها مانده، نمايى كم رنگ در قالب شعر و مدح و ثناست و بار مسؤ وليت بيان اين واقعيت ها به عهده پژوهشگران تاريخ اسلام است، آن هم در عصر بازگشت به فرهنگ غنى اسلام كه نسل سرگردان و حيران ما، سخت نيازمند اسوه يابى است، زيرا هر چه داريم از حسين (عليه السلام) و عاشورا داريم.
حادثه كربلا، براى مردم ما يك رخداد اجتماعى است، حادثه اى كه در تربيت و خلق و خوى ما داراى تاءثير فراوان است، آن گاه كه حسين عليه السلام پس از شهادت ياران، يكه و تنها به قلب روبَه صفتان يزيدى، يورش مى بَرَد، سى هزار جنگجو در سرزمين طف از نبرد تن به تن با مردى تنها و غريب و تشنه و گرسنه، با آن همه مصيبت وارده، شكست مى خورند. به قول حميد بن مسلم كه خود شاهد صحنه بوده، چون گريز بزغاله هايى از چنگ گرگ خشمگين از مقابل آن قهرمان دوران مى گريختند، اينان نه تنها در مقابل شمشير حسين (عليه السلام)، بلكه در مقابل منطق آن بزرگمرد، شكست خوردند.

چهار شنبه 5 تير 1393برچسب:, ساعت: 9:0| نظر | ادامه مطلب

 حمد و سپاس خدا را مى سزد و صلوات و درود بر بهترين آفريدگان و برجسته ترين مخلوقاتش حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم و خاندان معصوم وى به ويژه حضرت بقية الله الاعظم، روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء كه حجت هاى خدا بر بندگانند.
ستايش گران و ثناگويان قادر نيستند در حق ياران امام حسين (عليه السلام) و در توصيف مقام و منزلت و جايگاه بلند آنان سخن گويند! فرد غير معصوم و ضعيف و ناتوان، چگونه قادر است در مدح و ستايش و توصيف، آنگونه كه آنان شايستگى دارند، حقشان را ادا نمايد؟! بنده به ضعف و ناتوانى خويش اقرار دارم و براى سخن گفتن از جايگاه بلند آنان، جز پناه جستن به نقل برخى روايات اهل بيت عصمت (عليهم السلام) در تعريف و توصيف مقام و منزلت آنان، راهى نمى يابم.
اين بزرگواران آن جا كه سخن از هميارى است، با وفاترين انسان ها، و از زمان پيدايش دنيا تا پايان آن، برجسته ترين ياران تلقى مى شوند، مدح و ستايش آنان توسط امام آن گاه كه برايشان خطابه ايراد كرد، اين حقيقت را پرتوافكن كرد:
اُثنى على الله احسن الثناء، احمده على السراء و الضراء، اللهم انّى اءَحمدُك على إن اكرمتنا بالنبوة و جعلت لنا اسماعا و ابصارا و افئدة، و علمتنا القرآن، و فقّهتنا فى الدين، فاجلنا لك من الشاكرين.
اما بعد: فانى لا اءعلم اصحابا اوفى و لا خيرا من اصحابى، و لا اهل بيت اءَبرّ و لا اءَوصل من اهل بيتى، فجزاكم الله جميعا عنى خيرا....(1)

چهار شنبه 4 تير 1393برچسب:, ساعت: 11:7| نظر | ادامه مطلب

 مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا.(1)
نيم قرن پس از هجرت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) در تاريخ، واقعه اى شگفت انگيز، غم افزا و در حقيقت در نوع خود بى سابقه، رخ داد. در اين واقعه مهم و اساسى كه بايد بر آن، جنگ تمام عيار ميان حق و باطل و نور و ظلمت نام نهاد، در يك سو، تاريك انديشان خفاش صفتى كه از نور بعثت مى گريختند و سعى در خاموش نمودن آن داشتند، قرار گرفته بودند و در سوى ديگر، حق جويانى كه چون ابوذر و سلمان، گرد پيامبر رحمت مى گشتند تا نور، مُهر و نشانه نبوت را بيابند، وجود داشتند.
در حادثه كربلا، نقش خواص و عوام و پديد آورندگان آن حادثه غم انگيز، قابل دقت و مطالعه است. مسئله اى به بزرگى قيام خونين كربلا، زمينه هايى دارد كه بايد مورد تاءمل قرار گيرد. مهم ترين عامل پيدايش اين حادثه تلخ، انحراف مسئله رهبرى از مسير صحيح آن بود تا جايى كه پس از چند سال، مجددا سنت هاى جاهلى در جامعه، مورد توجه اداره كنندگان قرار گرفت و ارزش هاى اسلامى - كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) براى آن ها زحمات فراوانى متحمل شد - در جامعه كم رنگ شد؛ غيرت دينى، افول نمود، شخصيت هايى چون اميرالمؤمنين (عليه السلام) خانه نشين شدند، حق در حصار بدعت ها گرفتار آمد، امر به معروف و نهى از منكر در جامعه متروك ماند و در يك كلام: قرآن و عترت، در انزوا قرار گرفت.
به هر حال، در حادثه كربلا، قدرت دو تفكر، دو گونه تربيت، دو نوع گرايش ‍ به جهان هستى نشان داده شد؛ در جبهه اى، افكار مادى، دنيايى، پست، تربيت هاى بدون اصول انسانى و مسووليت شناسى و با نگاه هاى تماميت خواه و خودمحور، جلوه مى نمود و در يك جبهه، امامت با حسين بن على عليهماالسلام، سرسلسله آزادمردان بود و خدامحوران در پى فرمان امام واجب الاطاعه خويش بودند.

دو شنبه 24 ارديبهشت 1393برچسب:, ساعت: 9:13| نظر | ادامه مطلب

 سيد جليل مرحوم دكتر اسماعيل مجاب (دندان ساز) عجائبى از ايام مجاورت در هندوستان كه مشاهده كرده بود نقل مى كرد از آنجمله مى گفت : عده اى از بازرگانان هندو (بت پرست ) به حضرت سيدالشهداء (ع ) معتقد و علاقه مندند و براى بركت مالشان با آنحضرت شركت مى كنند.
بعضى از آنها روز عاشورا بوسيله شيعيان شربت و فالوده و بستنى درست مى كرده و خود بحال عزا ايستاده و به عزداران مى دهند و بعضى از آنها مبلغى كه راجع به آن حضرت است به شيعيان مى دهند تا در مراكز عزادارى صرف نمايند.
يكى از آنها عادتش اين بود كه همراه سينه زنها حركت مى كرد و با آنها سينه مى زد.
چون مُرد بنا بمرسوم مذهبى خودشان بدنش را بآتش سوزانيدند تا تمام بدنش خاكستر شد جز دست راست و قطعه اى از سينه اش كه آتش آن دو عضو را نسوزانيده بود.
بستگانش آن دو عضو را آوردند نزد قبرستان شيعيان و گفتند اين دو قطعه راجع به حسين ((ع )) شما است . جائيكه آتش جهنم كه طرف نسبت و قابل مقايسه بآتش دنيا نيست به وسيله حضرت امام حسين (ع ) خاموش و برد و سلام مى گردد پس نسوزانيدن آتش ضعيف دنيوى بوسيله آن بزرگوار جاى تعجب نيست .(1)

دو شنبه 23 ارديبهشت 1393برچسب:, ساعت: 23:24| نظر | ادامه مطلب

 عالم ربانى استوره تقوا معلم اخلاق ، مخلص اهلبيت عصمت و طهارت و ولايت (صلوات اللّه عليهم اجمعين ) شهيد محراب آية اللّه سيد عبدالحسين دستغيب (رضوان اللّه تعالى عليه ) نقل فرمود:
در اوقات مجاورت در نجف اشرف در ماه محرم سنه 1358 از طرف حكومت وقت عراق اكيدا از قمه زدن و سينه زدن و بيرون آمدن دسته جات منع شده بود.
شب عاشورا براى اينكه در حرم مطهر و صحن شريف سينه زنى نشود از طرف حكومت عراق اول شب درهاى حرم و رواق را قفل كردند و همچنين درهاى صحن را.آخرين درى را كه مشغول بستن آن بودند در قبله بود كه يك لنگه آنرا بسته بودند كه ناگهان جمعيت دسته سينه زن هجوم آوردند وارد صحن شده و رو بحرم مطهر آوردند درها را بسته ديدند در همان ايوان مشغول عزادارى و سينه زنى شدند.
ناگهان عدّه اى شُرطى (پليس ) با رئيس آنها آمده و آن رئيس با چكمه اى كه به پا داشت در ايوان آمده و بعضى را مى زد و امر كرد آنها را بگيرند سينه زنها بر او هجوم آوردند و او را بلند كرده و در صحن انداختند و سخت او را مجروح و ناتوان ساختند و چون ديدند ممكن است قواى دولتى تلافى كنند و بالا خره مزاحمشان شود با كمال التجاء و شكستگى خاطر همه متوجه درِ بسته حرم شده و به سينه مى زدند و مى گفتند (يا عَلى فُكِّ الْبابَ) يا على باز كن در را، ما عزاداران فرزندت حسينيم (ع ) .

تعداد صفحات : 47
صفحه قبل 1 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 47 صفحه بعد
افزایش بازدید سایت

دریافت کد رتبه جهانی سایت و وبلاگ

ثبت لینک سایت رایگان دانلود آهنگ ویژه ماه محرم - دانلود آهنگ ویژه ماه محرم کمربند لاغری میس بلت - کمربند لاغری میس بلت تبادل لینک - تبادل لینک کوچک کننده بینی - کوچک کننده بینی پنل اس ام اس هاست لینوکس فروشگاه ساز پروفی میناکاری