يکي از مسائل مربوط به انسان پوشاک و نوع چگونگي آن است. پوشش و ظاهر انسان داراي جنبه فردي و اجتماعي است. پوشاک و لباس افراد با توجه به شرايط اقليمي، فرهنگي و ديني متفاوت است.


از جمله پديده ها و معضلات دنياي مدرن که جامعه ما با آن مواجه است،مشکل بي حجابي و رواج فرهنگ آزاد جنسي بين زن و مرد است.
درباره حجاب و مخالفت با آن از چند جهت مي توان بحث و بررسي کرد:
1- بحث فکري، عقيدتي، توجيه عقلاني، فوايد و آثار آن
2- بحث فقهي و مستندات شرعي آن
3- نگاه اجتماعي_سياسي و بررسي ريشه‌هاي تاريخي بروز فرهنگ برهنگي
نگارنده در اين نوشتار بر آن است تا به صورت مختصر به سابقه تاريخي پوشش در ميان زنان ايراني قبل از اسلام اشاره کرده و با دنبال کردن مسئله ريشه‌هاي پيدايش پديده بي حجابي و اختلاط زن و مرد را در سده‌هاي اخير و خصوصا در زمان سلسله قاجاريه و پهلوي در اين سو و آن سوي مرزها جستجو کرد.
از اين رهگذر خواننده محترم خواهد ديد که تفکر و رفتار غالب بانوان بي حجاب، پيش از آنکه مبتني بر انديشه و نقد و بررسي علمي و انتخاب اگاهانه افراد باشد، توطئه و زمينه چيني و تحميل از جانب استعمارگران خارجي و سياستمداران داخلي است. و قهرا زنان مسلمان و هوشيار ما ناآگاهانه در دام دشمن نخواهند افتاد.
فصل اول: پوشش زنان قبل از اسلام در ايران
نبوده است، با تفحص و کنکاش در تاريخ ايران، به نوع پوشش و حجاب در ميان اقوام و سلسله‌هاي ايراني بر مي‌خوريم.
”از زنان ايران باستان شمار اندکي تنديس به جاي مانده است. زيرا زنان در زندگي اجتماعي شرکت چنداني نداشتند.نقش برجسته اي از سده پنجم پيش از ميلاد در دست است که يک ملکه را در پيراهن و شلواري کامل نشان مي دهد.1 همچنينجامي نقره‌اي متعلق به پنج هزار سال پيش از مرو دشت فارس بدست آمده است که نقش زني همانند الهه‌اي بر آن حک شده. پوشش سرش به صورت نواري گرد سرش را فرا گرفته و کلاه کوچکي بر سر دارد که موهايش را از بالا به پايين پوشانده است.2
زن ايران باستان به حجاب اهميت مي داده و در دوره هاي مختلف شکل و نوع آن فرق مي کرده. در ميان زنان طبقات بالا و درباري پوشش بيشتري ديده مي شده و زنان طبقات پايين و روستاييان چون در امر تامين نيازهاي خانواده نقش بسزايي داشتند پوشش کمتري داشتند.
پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا کرد. زنان فقير چون براي کار کردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ مي کردند،ولي در مورد زنان ديگر،گوشه نشيني زمان عادت ماهانه که برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا کرد و سراسر زندگي اجتماعي شان را فرا گرفت_زنان طبقات بالاي اجتماع جرات آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش از در خانه بيرون بيايند...
در نقشهايي که از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زن ديده نميشود و نامي از ايشان به نظر نميرسد. 3
بطوري که از آثار و نقوش باقي مانده از عهد باستان حدود قرن هفتم قبل از ميلاد برمي آيد زنان ايران عموما بجز زنان وابسته به طبقه اشراف بي حجاب بوده اند 4
فصل دوم: پوشش زنان بعد از اسلام
ميزان و حد پوشش با افت و خيزهاي زيادي روبرو شده است و در ايران بعد از اسلام نيز نوع و حدود آن باد توجه به عقايد اسلامي دچار تحول گرديده است.
ورود اسلام به ايران مقارن با سلسله ساساني بوده،در دوره ساساني وضع عمومي زنان مانند قرون پيش بود،يعني غير از زنان وابسته به طبقه اشراف که کمتر در بين مردم ظاهر مي شدند ساير زنان بدون پرده و حجاب زندگي مي کردند. 5
تاريخ نويسان به نوعي چادر که در عهد ساساني استفاده مي شد اشاره کرده اند.
زنان ساساني از نوعي چادر استفاده مي کردند که در دوران قبل از آن نيز معمول بوده است. 6
در واقع حجاب زن ايراني بعد از قبول اسلام شکلي پيچيده و تکامل يافته تر به خود گرفت. در کشاکش تغيير حکومتها و روي کار امدن سلسله هاي جديد،خواه نا خواه ساختارهاي اقتصادي،سياسي و فرهنگي جوامع هم دچار تغيير و تحول مي گردد و انديسه ها و افکار نو و جديد ظهور مي کنند.
زنان در سلسله هاي طاهريان،صفاريان و سامانيان... از گونه اي چادر سراسري که تمامي بدن آنان را مي پوشاند براي حجاب خود بهره مي گرفتند. 7
فصل سوم: پوشش زنان در عهد صفويه و نفوذ اروپاييان
در عهد صفويان در اثر رواج تعصب و دخالت روحانيون،زنان ايران بسيار محدود و محجوب بودند. 8
شاردن زنان در دوره صفوي را اينگونه توصيف مي کرد:
اغلب زنان در فعاليتهاي مولد خانگي،آشپزي،دوختن لباس شرکت داشتند...زنان طبقات بالا کار نمي کردند.زنان شهري نيز حجاب داشتند و از کل جامعه جدا بودند. 9
توصيف لباس زنان ايراني بوسيلخه اروپاييان کمي دشوار بود زيرا زنان ايراني عموما پرده نشين بوده و در اندرون بسر مي بردند و آنگاه که در انظار عمومي ظاهر مي شدند چادري بر سر داشتند که همه جاي بدنشان را مي پوشاند.
عصر صفويه را مي توان نقطه شروع ارتباط و نفوذ فرهنگ اروپاييها با ايران دانست.براي موشکافي و پي بردن به علل و ريشه ها ناچاريم تا مروري بر اروپاي تحول يافته داشته باشيم.
عصر صفويه تقريبا مقارن با شروع تحولات و انقلاب فرانسه بود. که مي توان گفت اولين جرقه هاي ضد فرهنگي و ضد ارزشي در اين دوران به چشم مي خورد. روابط خارجي ايران با دول غربي يکي از تحولات عصر صفويه بود. مانند کشور انگليس که بيشتر اين روابط به صدور کالاي تجملي و مصرفي مانند ابريشم محدود مي شد.
انگليس در زمان سلسله صفويه به ايران به يک رقيب و دشمني قدرتمند که بر گنجينه عظيمي از امکانات و ثروتها قرار گرفته است نظر مي کرد، لذا به آرامي و سياست سعي در نزديک شدن به حکومت ايران مي نمود...از زمان سلطنت شاه عباس...بيش از بيش توجه ملل اروپايي نسبت به ايران معطوف گرديد. 10
به موازات تغييرات گسترده اي که در ساختار صنعتي و اقتصادي جوامع اروپايي پديد آمد دگرگونيهاي فرهنگي و اجتماعي گريزناپذير بود. انقلاب فرانسه در سال 1789 بتدريج دگرگوني ارزشها و عادات فرهنگي را در فرانسه و متعاقب آن کشورهاي همجوار ايجاد کرد که لباس و آرايش مردم فرانسه و اروپا از جمله اين تغييرات بود. 11
فصل چهارم: اروپاي قديم و اثر تحولات غرب بر جهان
در اروپاي قديم نيز شاهد حجاب و پوشش هستيم و در آيين مسيحيت و نصرانيت در اروپا رواج داشت و مردم به دستورات تورات و انجيل عمل مي کردند. يکي از آياتي که مورد توجه بود حجاب گرفتن زنان بود.
در آيات 13 الي 17 باب 11 رساله اول پولس خطاب به قرناتيان چنين آمده است:...هر زني که سر برهنه دعا يا ندبه کند سر خود را رسوا مي سازد...زن مي بايد پوشش بر سرداشته باشدبه سبب فرشتگان...آياشايسته است که زن ناپوشيده دعاي خدا بکند.12
اغلب مولفين يوناني از حجاب صحبت کرده اند. زنهاي شهر تب حجاب خاصي داشته اند...دختران اسپارتي پس از شوهر کردن حجاب مي گرفتند...زنان اسپارتي سر را مي پوشاندند...در کيش آريايي زنان محترم با حجاب بودند... 13اروپاييان که سالها در زير چنگال هاي خفقان و اختناق اولياي کليساي، با ديني خشک و بي روح زندگي کرده و با تلخي دينداري کرده بودند به واسطه استقلال فکري که ثمره انقلاب صنعتي بود از سلطه کليساها شده و شيطان جديدي را يافتند و آن منفعت طلبي فردي و خود محوري و گرايش بي حدومرز به ماديت بود. با اين نگرش تازه، شروع به حرکت کرده و براي بدست آوردن سرزمينهاي ديگر و ايجاد بازار منافع راهي مناطق ديگر شدند. از جمله اين مناطق که مورد توجه استعمارگران بود، خاورميانه و هندوچين بود...بنابراين ايجاد يک تشکيلات استعماري هدف دار و برنامه ريزي و سازماندهي شده را براي خود پيش بيني کرده انقلاب صنعتي اخلاقيات را تغيير شکل داد، اين انقلاب ماهيت بشر را عوض نکرد ولي به غرايز قديمي که براي زندگي بدوي مفيد و براي زندگي اجتماعي پردردسرند، نيروها و فرصتهاي تازه اي داد. 14اولين صنعتي که در قرون 18 و 19 رشد چشمگير و سريعي داشت صنعت نساجي بود. انقلاب صنعتي در انگلستان نيز مانند انقلاب کبير فرانسه آداب و رسوم ريادي را تغيير داد که از آن جمله تغيير در لباس بود.
در آستانه عصر جديد، رنسانس اروپا، عرف ها و سنن و قوانين حاکم بر جوامع غربي را مورد نقادي وسيع و همه جانبه اي قرار داد...آغاز عصر صنعت، موجب شد تا کارگران به کارخانه ها جذب گردند و در نتيجه همين امر، مهاجرت هاي گسترده اي از روستاها به شهرها صورت گرفت و روابط خانوادگي و بنيان خانواده دچار اختلال شد. از آنجا که به سبب تمام اين عوامل زن به بازار کار در کارخانه ها وارد شد در چنين فضايي، شعارهايي از قبيل آزادي زنان، حقوق زنان...و جنبش آزاد سازي زن تولد يافت. 15رشد فزاينده صنعت، کارگر با مزد کم، مواد اوليه فراوان و ارزان که از کشورهاي مستعمره به اروپا بخصوص انگليس سرازير مي شد، توليد کارخانه ها را بالا برده و بازارهاي داخلي را انباشته و اشباع کرد. سرمايه داران سلطه گر به دنبال بازارهاي جديد به فکر صادر کردن اين کالاها به مستعمراتشان شدند و براي دستيابي به هدف و سلطه بر مستعمرات بهترين راه از بين بردن مباني ديني و فکري و نابودي ارزشهاي ملي و مذهبي ملتها بودو ايران هم از اين هجوم مستثني نبوده و مورد توجه استعمارگران بخصوص انگلستان بود. لرد کورزن که يکي از طراحان اصلي نفوذ و سبط قدرت استعماري انگليس در ايران است، در مورد اهميت ايران مي گويد:اين سرزمين مورد علاقه جدي افراد انگليسي است...بي اعتنايي در کار ايران يعني از دست دادن تجارتي که هم اکنون مايه اتفراق هزاران نفر از هموطنان ما و افراد هندي است و توجه دوستان در کار ايران، نتيجه اش تهيه کار بيشتر براي کشتي ها و کارگران و دستگاههاي بافندگي انگلستان است...شعار سياستمداران در آينده ارشاد کردن ايران، کار تاجر تهيه لوازم مورد احتياج ايران و از راه تجارت برانگيختن علاقه او نسبت به تمدن و اروپا است. 16
فصل پنجم: سلسله قاجار و پوشش زنان
شاهان قاجار افرادي بودند مستبد، شکم باره و خوشگذران که از سياست و کشور داري کمترين اطلاعي را نداشتند. آنان در حرم سراها تحت نظر خواجه گان و زنان حرم تربيت مي شدند و از مشکلات و فنون کشور داري آگاه نبودند. حاضر بودند هست و نيست مملکت را بدهند تا سلطنت و جاه و مقامشان حفظ شود.
با روي کار آمدن پادشاهان قاجار، روابط کشورهاي اروپايي و ديگر ملل مانند انگليس، فرانسه و روس با ايران بيشتر شد و پاي مستشاران و مسيونرهاي خارجي به ايران باز شد.
در دوره قاجاريه تا حدي از تعصبات و حدود و قيود کاسته مي شود...از دوره فتحعلي شاه به بعد در اثر رفت و آمد اروپاييان و مسافرت بعضي از افراد مرفه و ممتاز به اروپا به تدريج فکر آزادي زنان در ذهن مردم راه يافت. 17سابقه کشف حجاب آن هم بصورت فکري به 60 الي 70 سال قبل از کودتاي رضا خان باز مي گردد. يعني اگر بخواهيم بطور دقيق اين مسئله را بررسي کنيم سابقه کشف حجاب به اوايل دوره قاجار و رويارويي مستقيم با کشورهاي غربي باز مي گردد که بطور مثال مي توان از سفر نامه ابوالحسن ايلچي به اروپا در سال 1224 ياد کرد که در آن کتاب صراحتا به رابطه آزاد زن و مرد و حضور آزاد زنان در مجامع مردان در غرب بدون حجاب و آرزوي نويسنده سفرنامه براي رسيدن کشور ايران به چنين وضعيتي اشره شده است. 18زن دوره قاجار به اعتقادات و ارزشهاي اسلامي و مذهبي و ملي احترام خاصي داشت. توصيفي که در کتابهاي تاريخي از زنان و حجاب آنان در زمان قاجاريه آمده، صحت اين مسئله را مي رساند.
زنان تهراني در خانه هم روسري به سر داشتند، بيرون از خانه چاقچور و نقاب مي پوشيدند.19لباس زنان در بيرون از خانه شامل چادري بود به رنگ بنفش يا سياه و صورت را با روبنده مي پوشاندند.20اين نوع پوشش و حجاب گرفتن زنان براي جهانگردان و کساني که از کشورهاي ديگر به ايران مي آمدند بسيار عجيب و غير قابل قبول بود. توصيف و نحوه ديد استعماري جهانگردان و تاريخ نويسان و مستشاران اروپايي از زن و حجاب عهد قاجار جالب و خواندني است. 
سفير ژاپن در ايران زمان ناصرالدين شاه در سفرنامه خود آورده است:زنها چادري بسر مي کردند که از سر تا پايشان را مي پوشاند...در چند ماهي که ما آنجا بوديم هرگز زني رويش را به ما ننمود و نتوانستيم صورت زنها را بي حجاب و چادر ببينيم.دروويل لباس زنان ايراني را چنين توصيف مي کند:آنها دستار عجيبي به سر مي بندند...آنها به هنگام خروج از خانه خود را در چادري مي پوشانند...صورت را با چادري بنام روبنده مي پوشانند.21
چارلز ويلس نارضايتي خود را در سفر نامه اش بيان مي کند:زنهاي ايران زمين هميشه در چادرهاي سياه مستور پيچيده اند و شخص خارجي را ممکن نمي شود که صورت آنها را ببيند...لهذا انسان را ممکن نمي شود که در چنين مملکتي اظهار عشق نمايد.22
اروپاييها که به ايران سفر مي کردند عموما لباس زنان ايراني را نمي پسنديدند. شايد يکي از دلايل آن نوع خاص پوشش بيروني زنان بوده که نمي توانستند لباسهاي وارداتي و آماده خارجي را استفاده کنند و چادر و لبسهاي سنتي زنان مانع و سدي بر سر راه کارخانجات توليد لباس و پارچه بود. مقايسه نحوه زندگي و معاشرت بي حد و مرز زنان در جامعه غربي با زنان ايراني، نيز يکي از دلايل تنفر و انزجار اروپاييان از نحوه حجاب زنان بود.
پولاک در سفر نامه خود چنين آورده است :زن فقط حق داشت در برابر شوهر و چند تن از نزديکترين خويشاوندان که به او محرم بودند بدون حجاب ظاهر شود.23
حرکت استعماري براي بي هويت کردن و تهي نمودن جامعه اسلامي ايران در عصر قاجار به صورت پنهان و حساب شده سرعت بيشتري به خود گرفته بود.
کلودانه سفر نامه نويس بوده که در مورد خشم مردان اروپايي از مقيد بودن زنان ايراني به حجاب در دوره مظفرالدين شاه نوشته است:به نظر من زنان ايراني بيش از تمام کشورهاي مشرق زمين مقيد به حجابند و با دقت و وسواس بيشتر قسمت بالا و چهره خود را مي پوشانند.24
بررسي تاريخي نشان مي دهد که مقدمات هجوم همه جانبه اي که در دوران سلطه قاجاريه بخصوص از زمان ناصرالدين شاه به بعد فراهم شده بود بيشتر حول محورهاي ذيل بوده است:
• حضور ماموران قدرتهاي استکباري در کسوت بازرگانان، کارشناسان و جهانگردان و سفيران...
• دعوت و تشويق شاهان و درباريان براي سفر به کشورهاي غربي و اروپايي مانند انگليس...
• بازگشت عناصر فرنگ رفته با کوله باري از فرهنگ مبتذل غربي و آداب و رسوم آن
• ايجاد جريانات روشنفکري و تجدد گرايانه
• فراهم آوردن زمينه ظهور فرق ضاله...
• تاسيس مدارس جديد به سبک غربي و انتشار نشريات وابسته
• بدست گرفتن امتيازات متعدد توسط مستشاران خارجي
• صدور کالاهاي مصرفي و تجملي
همفري يکي از نمايندگان سياسي انگليس در ايران به ارزيابي حجاب زنان ايراني پرداخته و نوشته است:در مسئله بي حجابي زنان بايد کوشش فوق العاده اي به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بي حجابي و رها کردن چادر مشتاق شوند...پس از آنکه حجاب زن با تبليغات وسيعي از بين رفت وظيفه ماموران ما آن است که جوانان را به عشق بازي و روابط نامشروع با زنان غير مسلمان کاملا بدون حجاب ترغيب کنيم تا زنان مسلمان از آن تقليد کنند...25
او بر اين عقيده بود که: بايد زنان مسلمان را فريب داده و از زير چادر و عبا بيرون کشيد. با اين بنيان که حجاب يک عادت است از خلفاي بني عباس و يک برنامه اسلامي نيست و لذا مردم ، زنان پيامبر را مي ديدند و زنان صدر اسلام در هر کاري با مردان شرکت مي کردند...خواه ناخواه وقتي زنان از حجاب خارج شوند مردها و جوانان فريفته مي شوند و در نتيجه فساد در کانون خانواده ها رخنه مي کند...26
همفري در توصيه هايش به ماموران به ذکر بعضي از نقاط قوت و عوامل نيرو بخش مسلمانان مي پردازد: زنان آنها با حجاب اند و اين امر موجب شده که فساد و فحشا در جوامع آنها سرايت نکند.انواع مفاسد از زنا، لواط، شراب و قمار را بايد بين مسلمانان شايع کرد. 
در مورد خام کردن جوانان مسلمان چه دختر و چه پسر بايد کوشيد و آنها را در عقايد مردد ساخت. از طريق مدارس ،کتابها، مجلات و جرايد و راديو آنان را فاسد ساخت. 
بايد در مورد تحقير زن در اجتماعات اسلامي کوشش کرد و حق و حقوق او را وارونه جلوه داد. اين گوشه اي از خط مشي اي است که ساليان سال سر لوحه استعمارگران بوده است.27
شاهان قاجار در ظاهر به اصول و عقايد اسلامي معتقد بودند و خود را انساني پاک و منزه مي دانستند. ولي آنان افراد سست ايمان و ضعيف الاراده بودند که چون عروسکهاي خيمه شب بازي در دستان استعمارگران پشت پرده مي مانند.
ناصر الدين شاه اولين پادشاهي بود که به فرنگ رفت، سفر او مي توانست دستاوردهاي بسيار خوبي از پيشرفتهاي صنعتي و علمي را با خود داشته باشد، اما شاه خوشگذران و درباريان خود فروخته، جز در فکر گشت و گذار و خريد تحفه هاي اروپايي و واگذار کردن امتيازات نبودند. يکي از آثار آشکار سفر ناصرالدين شاه به اروپا دستور تغيير و تحول در لباس زنان دربار بود، که تدريجا به سطح جامعه نيز سرايت کرد.
در اين مورد نوشته اند: مسافرت شاه به اروپا و مشاهده بالرين هاي پطرزبورگ در روسيه که شلوار بافته چسبان نازک به تن مي کردند...و مي رقصيدند شاه را بر آن داشت تا زنهاي حرم را به اين لباس در آورد...28
در مورد سفر اول ناصرالدين شاه به اروپا در مورد سوغاتي که شاه از فرنگ آورده بود چند مورد جالب است: دستمال ابريشمي- گلدان بلور-20قطعه عکس زنهاي لخت و هرزه-42 قطعه عکس کوچک زنهاي لخت-پارچه حرير... 29
اين گوشه اي از لااباليگري هاي شاهان قاجار در زمان سلطه طولاني آنها بر ايران بود.
از اواخر دوره قاجاريه به بعد زمزمه هايي توسط آزاديخواهان و متجددين براي آزادي زنان و رفع حجاب از آنان آغاز شد.بعد از برقراري مشروطيت، کم کم صحبت رفع حجاب در ميان آمد و مدارس دخترانه توسط زنان روشنفکر وابسته به دربار تأسيس شد. رفع حجاب جزء يکي از اصلي ترين برنامه آموزش و پرورش مدارس دخترانه آن زمان بود. همچنين به مرور زمان انجمن هاي مختلف زنان به اين منظور تشکيل شد. با احداث هر مدرسه(به سبک اروپايي) در فرهنگ دانش آموزان دختر و پسر تحولي رخ داد و اولين نتيجه اين تحول فرهنگي، تغيير لباس دانش آموزان بود.30
اولين مدارس دخترانه همچون مدارس پسرانه بوسيله مبلغين مسيحي که از خارج به ايران آمده بودند، براي آموزش اقليتهاي ديني در کشور ما بوجود آمد. پس از چندي آرام آرام دختران مسلمان را نيز وارد اين مدارس کردند...فارغ التحصيلان اين مدارس بعدها خود از مبلغين و مروجين مدرسه سازي به شيوه کلاسيک در ايران شدند.31
تحليل برنامه ريزان استعمارگر و مبلغين مسيحي غربي بر اين بود که زن ايراني بايد در جهت اهداف استعماري همانند و همسان زن اروپايي شود و اين جز با آموزش و سست کردن مباني اعتقادي و ارزشي او ممکن نيست، لذا با تأسيس مدارس دخترانه و ترويج افکار و با برنامه ريزي دقيق و با احتياط راه را براي نفوذ انديشه هاي غربي باز مي کردند.
خانم کلارا کوليور رايس که همسر يکي از مأمورين هيأت مذهبي ِ تبليغي مسيحي انگليسي بود که در مدتي در ايران سکونت داشت. او در يادداشتهايش گفته است: زماني که دولت ايران مدرسه معمولي را در تهران گشود و از مبلغان مذهبي آمريکايي بسياري دعوت به همکاري کرد به احتمال رهايي زن و برداشته شدن طوق رقيت از گردن او... بلکه نيل به اين هدف از طريق درک و دريافت نيازها از سوي خودشان و مردان امکان پذير است.مدارس غربي راه را گشودند و آموزش و پرورش ايران در سالهاي آينده زير نفوذ انديشه ها و شيوه هاي غربي خواهد بود.32
با ورود دختران و پسران به مدارس جديد( به سبک غربي) که بيشتر از طبقات فرادست و از اشراف زادگان و درباريان و خان زادگان بودند، نوع پوشاکشان نيز تغيير کرده ، مدارس در واقع اولين جايگاه نشر فرهنگ جديد و از راه رسيده اروپايي بودند. اولين دختر مسلمان ايراني در زمان ناصرالدين شاه تنها آن موقع توانست چادر خود را بردارد که در مدرسه آمريکايي تربيت يافته بود. 33. يکي از حربه هاي ديگر استعمارگران غربي در کشورهاي مسلمان، توليد فکرهاي مسموم و فرق ضاله در مستعمرات براي فريب و تفرقه بين آنان بود.
استعمارگران، خلافت اسلامي(حکومت عثماني در ترکيه) را که با همه غير اسلامي بودنش، باز مظهر انسجام و قدرت مسلمين بود، نابود کرده و بدست آتاتورک سپردند...شروع به دين سازي در ايران، هندوستان و عربستان نمودند. در هندوستان آيين قديانگري را و در عربستان وهابيت و در ايران بهائيت را نشر و رشد دادند.34
فرقه بابيه در عهد ناصر الدين شاه ظهور کرده و ريشه هاي آن از افکار انحرافي استعماري سرچشمه مي گرفت.
فرق ضاله در اين خصوص يعني کشف حجاب نقش موثري را ايفا کردندبا ظهور و حضور فرق ضاله يعني بابيه و بهائيت در حقيقت طرح مسئله کشف حجاب از سوي اين فرق در ميان زنان به اجرا گذاشته شد که با مقاومت حکومت قاجار بويژه امير کبير مواجه شد.35
هدف نهايي و اصلي که بابيگري مبشر آن بود در اين جمله مي توان خلاصه نمود:تا امروز تبعيت از احکام دين اسلام بر شما واجب بود، ولي از هنگام ظهور باب، ديگر بر هيچ مسلماني جايز نيست که از دستورات دين اسلام پيروي کند. با لذت کامل زندگي کنيد و آزاد از همه چيز باشيد.36
اولين سناريوي بي حجابي در اين برهه از زمان کليد ميخورد، در سال 1227 هجري شمسي زني بنام زرين تاج که به قره العين معروف شد و از پيروان باب، در صدد تحقق بخشيدن به اين فرمان جديد بر آن شد که از نخستين پذيرفتگان منسوخ شدن شريعت باشد.
بدين منظور، قره العين بعد از ترک زندگي زناشويي و پيوستن به باب، در اجتماع مردان در منطقه اي بنام بدشت بي حجاب ظاهر گشت و حتي اعلام کرد هر که او را مس کند از آتش در امان خواهد بود.
قره العين نه تنها به کشف حجاب تشويق مي کرد، بلکه اعلام کرد در روابط بين زن و مرد رادع و مانعي و حد و تکليفي وجود ندارد. از سخنان اوست که مي گفت: از حال تنهايي به جان اجتماع بيرون بياييد و اين بي حجابي را که ميان شما و زنان مانع از استفاده و استمتاع است پاره کنيد...زنان خود را از دوستانتان دريغ نداريد...37
مرحوم ميرزا تقي لسان الملک سپهر در ناسخ التواريخ در وقايع سال 1264 چنين مي گويد: قره العين حجاب زنان را از مردان موجب عقاب شمرد و يک زن را به نکاح با نه مرد فرض استحباب کرد...38
فرقه بابيه در زمان ناصرالدين شاه ضاهرا سرکوب شد ولي اين بذر سياه در افکار مسموم به آرامي رشد کرد و متأسفانه سياستهاي غلط و علاقه شاهان قاجار به مظاهر غربي بايث گسترش اين جريانات شد.
نقش مطبوعات نيز در جريان روند بي حجابي برجسته و مشخص بود، افکار و انديشه هاي مسموم و استعماري را با سياست و موذيانه به خورد ملت ايران مي دادند.
از ديگر عوامل فرهنگي که سهم بسزايي در تغيير افکار ايرانيان و در نتيجه دگرگوني لباس آنان داشت، ورود مطبوعات به صحنه فرهنگي جامعه بود که بعدهخا يکي از پايگاههاي مهم تغيير پوشاک ايرانيان بود.
به موازات توسعه مدارس و مجامع زنان، انتشار نشريات نيز در دستور کار تجدد خواهان قرار گرفت. اداره کنندگان اين نشريات همان مديران، معلمان، فارغ التحصيلان مدارس و يا اعضاي انجمنها بودند.39
تبليغات صهيونيستي در بين اقليتهاي مذهبي در ايران و نيز مطبوعات که نقش عمده اي را در اين زمينه داشتند به عنوان پيشروان عملي کشف حجاب و به صحنه کشاندن زنان بدون پوشش اسلامي شدند که در اين امر زمينه ساز بسياري از تحولات فرهنگي و موجب آسيبهاي اجتماعي و نفوذ استعمار غرب در سالهاي بعد به کشور شد.40
مطالب مطبوعات در اين دوره به دو دسته تقسيم مي شد:
ِمطالب عادي و روزمره مانند بچه داري، آشپزي، خياطي...
مطالب اصلي که خمير مايه آن افکار مبلغان مسيحي و غربيان بود و تمام همتشان ترويج فرهنگ غربي و مبارزه با اسلام بود.

 

ايران در زمان سلسله قاجاريه فراز و نشيب هاي زيادي را پشت سر گذاشت و به يک کشور بحران زده و جنگ زده تبديل شده بود. به خصوص مقارن با سلطنت احمد شاه، که فردي بي لياقت و بي کفايت بود، هرج و مرج و آشوب تمام مملکت را فرا گرفته بود، که اين هم از سياستهاي موذيانه استعمار انگليس بود.
استعمار انگليس براي اجراي نقشه هاي خود به کسي يا کساني نياز داشت که داراي خصوصيات ويژه اي باشد که بتواند نقشه هاي آنها را مو به مو اجرا نمايد. اين شخص بايد فردي بي محتوا و خالي از تربيت ديني و ملي بوده و در عين بي سوادي و ناآگاهي سري پرباد و روحي متکبرانه و قلدر مآبانه و جاه طلب و خالي از شرافت و جوانمردي و پر از رياکاري و نفاق و دروغ پردازي داشته و بيگانه پرست و منفعل در مقابل مظاهر تمدن غرب، اسير عقده حقارت درون، کينه توز و حسود...باشد.41
بد نيست علت انتخاب رضا خان توسط انگليسي ها را با مروري بر زندگي و نحوه تربيت او بدانيم. رضا خان فرزند افسري سواد کوهي بود و مادرش از تبار قفقازي بود. او از اوان کودکي در محيط قزاقخانه و نظامي بزرگ شده و به آن عادت کرده بود.
رضا خان از دوران کودکي تحت تعليم و تربيت خانواده اي قزاق قرار داشته و از سن پانزده سالگي نيز خود وارد اين نيروي نظامي شده و تحت سرپرستي فرماندهان روسي که در زورگويي و ديکتاتوري منش و خوي حيواني و دور بودن از رفتار و منش انساني مشهور بودند تربيت شده...42
رضا خان نه در دامان خانواده و نه در زمان قزاقي هيچ تربيت ديني و مذهبي نيافته بود. رضا خان عادت به مشروب خواري داشت...او زباني فحاش و دستي متجاوز داشت.43
سرانجام رضا خان بعد از چهار سال سلسله قاجار را برمي اندازد و در سال 1304 به سلطنت مي رسد و دوره سياه ديکتاتوري پهلوي آغاز مي شود.
روند بي حجابي و تغيير لباس در دوران رضا خان با پي گيري زياد و نقشه هاي حساب شده به جلو رفت و استعمارگران پله پله به مقاصدشان مي رسيدند. با تبليغات وسيع و همه جانبه و با انواع و اقسام دسيسه ها زن را از پشت پرده حجاب به محيط اجتماع ، سينما ها ، تئاتر ، پارکها، مجالس جشن، انجمن هاي دفاع از زنان...کشاندند. 
ارزشها و هويت زن ايراني را يکي پس از ديگري به حراج گذاشتند و او را از خانه جدا کرده و به بازار کار و کارخانه کشاندند.
زنان در اين دوره ورود به قلمرو هاي آموزشي و نيروي کار را آغاز کردنمد. در صنايع و تعداد نامعلومي در ادارات و مغازه ها کار مي کردند...مزدشان بسيار ناچيز و از مزد مردها کمتر بود. ساعتهاي طولاني در شرايط نامطلوب به کار مي پرداختند...زنان از حق راي برخوردار نشدند.44
اکثريت زنان در مشاغل صنعتي و خدماتي بودند، مزد کمي مي گرفتند و شرايط کارشان دشوار بود. در کارخانه ها در حد گسترده اي کارگران زن مورد سوء استفاده جنسي سر کارگران قرار مي گرفتند، کار به حدي بالا گرفته بود که دختران حاضر به کار در کارخانه ها نبودند چون به دختران کارخانه اي معروف مي شدند.45
نقشه استعمار بسيار دقيق و حساب شده بود. از تمام نقاط ضعف و کاستي ها به بهترين وجه به نفع مقاصد خويش استفاده مي کرد. مدافعان کشف حجاب براي افکار سازي در جامعه از شگردهاي مختلفي استفاده مي نمودند و متأسفانه به دليل به حاشيه رفتن تعاليم دين و مبارزه بي امان و سرکوب روحانيت بوسيله رضا خان، دست استعمارگران براي به سيخره گرفتن و شبهه انداختن در مسايل اسلامي باز بود. براي زمينه سازي کشف حجاب پيشگامان و مدافعان اين مسئله ،به لزوم حضور زن در جامعه اشاره داشتند و همواره به برخي از نا هنجاريهاي جامعهخ در برخورد با زنان استفاده مي کردند. در آن دوران براي قبولاندن اين مسئله بويژه در بين زنان ، ما شاهد فعاليتهاي گسترده اي در عرصه هاي مختلف هستيم. از الگو سازي گرفته تا فعاليت مطبوعات و نيز ايجاد سازمانها و کانونهاي زنانه و طرفدار حقوق زنان ، اما مطبوعات بيشترين زمينه سازي را براي کشف حجاب از طريق مقالات خود داشتند...وجود کلوپ هاي تفريحي که متعلق به وابستگان دربار بود نيز در فرهنگ سازي حضور آزار زن نقش داشتند.46
رضا خان که متعهد به اجراي سياستهاي استعماري بود ، در مدتي کوتاه پس از تاجگذاري شروع به حمايت و گسترش کانونها و انجمنهاي بانوان کرد. کانوني بنام کانون بانوان تاسيس کرد(1314) و رياست اين کانون بعهده صديقه دولت آبادي، يکي از غرب دوستان مشهور قرار داده شد.47
دولت آبادي از جمله زناني بود که چند سال قبل از کشف حجاب رسمي، بي حجاب از خانه خارج شد. در وصيت نامه دولت آبادي آمده: در مراسم تشييع جنازه ام حتي يک زن با حجاب شرکت نکند.48
زناني را که با چادر بر سر مزار من بيايند هرگز نمي بخشم.49
رسالت اين کانون که تحت حمايت و هدايت دولت بود گسترش فرهنگ بي حجابي بود.
برنامه ريزيهاي بسيار دقيق و حساب شده اي که استعمار پله پله پيش مي برد مباني و اعتقادات يک ملت بافرهنگ و ريشه دار را نشانه گرفته بود و با بررسي اطلاعات جمع آوري شده توسط اياديشان از مذهب اسلام، نوع حساسيت هاي دين نسبت به مسائل اجتماعي و فرهنگي و... و همچنين بررسي خلق و خوي ايراني و طرق نفوذ، تيشه به ريشه اين مملکت زدند. پس از دوران مشروطيت و اوايل سلطنت رضا شاه و به قدرت رسيدن گروهي از طرفداران غرب، روند نوگرايي و تجدد خواهي شکل تازه اي به خود گرفت و کم کم عقده هاي محبوس در سينه غربزدگان گشوده شد. شعرايي چون عارف قزويني و ايرج ميرزا اشعاري در مخالفت با سنن ديني و حجاب سرودند و برخي از نويسندگان، علما و دين را به باد ناسزا و مسخره گرفتند.50
رضا شاه با سرکوب نيروهاي مخالف و با اتکا به دول بيگانه ، به اميال و اهداف خويش جامه عمل مي پوشاند. و از مهره ها و سرسپرده هاي متعدد براي پيشبرد مقاصدش استفاده مي کرد.
وزير مقتدر رضا شاه، عبدالحسين تيمورتاش، که نقش بسزايي در تحکيم پايه هاي حکومت وي داشت، از مردان فاسدالعقيده و فاسدالاخلاق بود که در طعن به اعتقادات ديني از کسي واهمه نداشت و در زمينه سازي کشف حجاب در ايران از پيشگامان به حساب مي آمد. او تحصيل کرده سن پترزبورگ و مسکو بوده و فردي عياش و بي دين و قدرت طلب و به شدت غرب گرا بود...
رضا شاه با سرکوب نيروهاي مخالف و با اتکا به دول بيگانه ، به اميال و اهداف خويش جامه عمل مي پوشاند. و از مهره ها و سرسپرده هاي متعدد براي پيشبرد مقاصدش استفاده مي کرد.
وزير مقتدر رضا شاه، عبدالحسين تيمورتاش، که نقش بسزايي در تحکيم پايه هاي حکومت وي داشت، از مردان فاسدالعقيده و فاسدالاخلاق بود که در طعن به اعتقادات ديني از کسي واهمه نداشت و در زمينه سازي کشف حجاب در ايران از پيشگامان به حساب مي آمد. او تحصيل کرده سن پترزبورگ و مسکو بوده و فردي عياش و بي دين و قدرت طلب و به شدت غرب گرا بود...
گسترش فحشا از راه امور به اصطلاح فرهنگي از جمله مشغوليات مهم تيمورتاش بود. تيمورتاش با پيوند زدن روشنفکري دنياي غرب با تجدد گرايي داخلي، سعي در آشنايي زنان ايراني با غرب گرايان ديگر کشورها داشت.51
از جمله اين موارد، برگزاري کنگره زنان شرق بود که چند نفر از زنان عرب بي حجاب در آن کنفرانس حضور داشتند.
افرادي نظير تيمورتاش، فروغي، علي اضغر حکمت، نه تنها زنان و دختران خود را بدون حجاب در مجامع ظاهر مي کردند بلکه بشدت بدنبال اجراي پروژه کشف حجاب در کشور بودند.
فصل هفتم: بي حجابي در ساير ملل در زمان رضاشاه
تغيير لباس و کشف حجاب در عصر رضاشاه امري نبود که مختص به ايران داشته باشد بلکه در کشورهايي مانند ترکيه و مصر و افغانستان و الجزاير و عراق و پاکستان...نيز از اين تهاجم فرهنگي در امان نمانده بودند. پس نمي توان گفت حرکت و تامل رضاخاني علت اصلي تحولات لباس زنان و مردان ايران بوده، بلکه اين ثمره تلاش چندين سده عوامل استعمار و اروپاييان بوده و رضاشاه تنها يک مجري و عامل دست نشانده بوده است.
در مصر اولين نهضتي که به عنوان آزادي زنان صورت گرفت در اواخر سلطنت اسماعيل پاشا بود، او شيفته سلوک غربيان و تحصيل کرده اروپا بود. يکي از قلم بدستان مزدور روزگار پاشا که در زمينه نهضت آزادي زنان فعاليت داشت قاسم بيک بود که اين جمله از اوست: شرط هر تحولي رفع حجاب است.52
همچنمين در الجزاير نيرو هاي اشغالگر فرانسه مبارزه عظيمي را عليه حجاب و بخصوص چادر شروع کردند...آنها ماموريت داشتندکه اصالت ملي و ديني الجزاير را نابود کنند.
هر چادري که دور انداخته مي شود افق جديدي را که تا آن هنگام بر استعمارگر ممنوع بود در برابر او مي گشايد. با هر چادري که رها مي شود گويي جامعه الجزاير خويشتن را به مکتب ارباب تسليم کرده...53
در افغانستان هم بعد از بازگشت امان الله خان از سفر اروپا در سال 1927، فکر تشبه بهخ اروپاييان و ترويج بي حجابي پايه ريزي شد و در ترکيه نيز پس از به قدرت رسيدن مصطفي پاشا(آتاتورک) مبارزه جدي و همه جانبه اي را بر عليه اسلام و مظاهر اسلامي آغاز کردند.
فصل هشتم: رضاشاه و سفر به ترکيه
وقايع نگاران از سفر رضاشاه به ترکيه به عنوان نقطه عطفي در حکومت پهلوي اول و عامل اساسي جلب توجه وي به موضوع کشف حجاب ياد مي کنند...در ترکيه مقامات اين کشور مرتبا در گوش رضاشاه زمزمه مي کردند که لازم است در ايران نيز مانند ترکيه کشف حجاب صورت پذيرد...بلافاصله پس از بازگشت از سفر ، رضاخان در تدارک کشف حجاب برآمد.54
رضاشاه در تحليل خود از کشف حجاب در ترکيه مي گويد: اصلا چادر و چاقچور، دشمن ترقي و پيشرفت مردم ماست. درست حکم يک دمل را پيدا کرده که بايد با احتياط به آن نيشتر زد و از بينش برد.55
بسيار بجاست که چند نقل قول از مخبرالسلطنه هدايت، وزيرالوزرائ رضاشاه، در کتاب خاطرات و خطرات ذکر کنيم:
مجالس نشاط، لوليدن مرد و زن در بساط، انبساط مي آورد و نفس را انتعاس مي دهد...فکر تشبه به اروپايي ها از آنجآنکاربه سر پهلوي آمد.56
سفر ترکيه آنقدر موثر بود که رضاشاه را چنان شيدا کرده بود و ابراز ناراحتي مي کرد که: از وقتي که به ترکيه رفتم و زنهاي آنان را ديدم که پيچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردها کار مي کنند ديگر از هر چه زن چادري بود بدم آمده است.57
فصل نهم: رضاشاه و قانون کشف حجاب
17 دي، روزي که کاسه صبر استعمار بسر آمد. استعمار از طريق عوامل داخلي خود حدود يک قرن تلاش نمود با شيوه هاي مختلف زن ايراني را از پرده عصمت و عفت بيرون آورد. اين تلاشها مخصوصا در زمان رضاشاه شدت يافت. اما توده هاي مردم بي توجه به اينگونه تبليغات همچنان سنتهاي خود را حفظ مي کردند. استعمار بيش از اين تحمل نداشت. زيرا کشورهاي افغانستان و ترکيه نيز مدتها قبل از آن حجاب زنان را برداشته و با فرهنگ غرب تطبيق پيدا کرده بودند.58 بالاخره در 17 دي ماه 1314 فانون اجباري کشف حجاب به تمامي نقاط کشور ابلاغ شدو از حضور زنان با حجاب در معابر و مجامع عمومي جلوگيري ميشد.
به دستور شاه جشن فارغ التحصيلي در دانشسراي دختران برگزار شد. در اين جشن تمام معلمان و محصلين و نيز زنان مدعو مي بايست بدون حجاب حضور يابند. همسر و دختران شاه نيز براي اولين بار رسمي آشکارا بي حجاب در مراسم شرکت کردند.59. در اين مراسم رضاشاه اظهار داشت: بسيار مسرورم از تينکه مي بينم زنان به حقوق و مزاياي خود نايل شده اند...ما با هوچي بازي و تعصبات خشک نمي توانيم کاروان ترقيات مملکت را عقب نگه داريم. زن بايد از اين چادر سياه آزاد شود.60 . از آن روز به بعد يعني 17 دي ماه 1314، اقدامات ضد اسلامي و ديني با انواع و اقسام ظلمها و جنايتها آغاز شد و تمام نيروهاي نظامي اعم از لشکري و تيپها و ادارات دولتي و وزارتخانه ها و وزراي آها و نيروهاي انتظامي اکثر وقت و سعي خود را صرف اجراي اين پروژه استعماري مي کردند.
مطبوعات و مجلات عمل شاه را يک نقطه عطف در تاريخ زنان دانسته و اقدام رضاشاه را يک اقدام بزرگ تاريخي ناميدند. متعاقب آن واقعه، روزنامه ها عکسهايي از زنان بي حجاب را منتشر کردند و تلاش براي تغيير لباس زنان از صورت سنتي به شکل اروپايي صورت پذيرفت. خياطان و طراحان نمونه هاي جديدي از لباس ارائه مي کردند. روزنامه ها نيز زنان را در جريان مدهاي جديد قرار مي دادند.61
مطبوعات صراحتا در خصوص بي حجابي و حضور آزاد زنان در تمامي محيطها و نوع تغيير زندگي ايراني، نوع لباس و حتي خوراکهاي ايراني و نحوه غربي شدن، مقالاتي را ارائه مي کردند و با گرفتن عکس از مجالس مختلط جشنها و مدارس و چاپ آنها در روزنامه و مجلات قصد داشتند تصاوير زنان بي حجاب را نشان دهند و ديگران را تشويق و ترغيب به اين امر نمايند.
اسفبارتر از همه ، معرفي زنان هنرپيشه خارجي به عنوان سمبل زنان آزاد و بصورتي احترام انگيز و قابل ملاحظه با لباسهايي که از نظر بيشتر زنان ايراني عجيب و غريب مي نمود، بود.62
به موازات مطبوعات موجي از رمانهاي عاشقانه و جنايي به بازار هجوم آورد و ترجمه داستانهاي عشقي رونق زيادي گرفت.
حضور زنان بي حجاب در صحنه نمايش و هنرپيشگي متداول گشت. يکي از روزنامه هاي اروپايي در تاريخ 1931(18مهر 1310) چنين مي نويسد: زنان ايراني که چادر را از سر برداشته اند اکنون هنرپيشه ميشوند...حالا يک دسته از هنرپيشگان مرد و زن با ذوق وطن پرستي تصميم گرفته اند که يک تئاتر دائمي افتتاح کنند.63
باشگاهها و کلوپها هم در اين جريان و تشويق جوانان موثر بودند. از جمله باشگاه افسران و کلوپ ايران جوان صحنه بسياري از رويدادهاي زشت و ناپسند بود.
ماجراي کشف حجاب به قدري زشت و زننده بود که هيچ زن محجبه اي در کوچه و خيابان امنيت نداشت. پاسبان ها و ماموران حکومتي هر زن باحجابي را که در معابر مي ديدند تعقيب کرده و گاه تا داخل خانه و پستو ها مي رفتند تا چادر و روسري را از سر او بکشند. عده اي از زنان مضرزوب شدند، بعضي بچه هاي خود را سقط کردندو عده اي زيادخانه نشين شدند.
ارعابي که رضاخان با قلدري و ديکتاتوري و با پشت گرمي استعمارگر، در دل مردم ايجاد کرده بود جاي هيچ قيام و فريادي را نگذاشته بود و هر نداي ظلم ستيزي را به بدترين شکلي در گلو خفه مي کردند.قيام مسجد گوهرشاد، اعتراض مرحوم شيخ محمد تقي بافقي و هجرت تعدادي از روحانيون از جمله اين اعتراضات بودند.
کشف حجاب در کشور ما يک حرکت استبدادي و قلدر مابانه بر عليه فرهنگ و ارزشهاي اسلامي و ديني کشور بود. استعمار مي دانست که زن در جوامع رکن و نقش اصلي را دارد و مسلما با تزلزل و خلل در جايگاه زن ، تزلزل در ديگر ارکان جامعه امکان پذير است...متاسفانه رژيم پهلوي با کشف حجاب به عنوان يکي از مولفه هاي مدرنيزم به اولين سنگر مقاومت يعني زنان آسيبهاي فراواني وارد آورد...و افراد لاابالي نظير حکومت گرايان و وابستگان رژيم پهلوي و خانواده رضاشاه و گروههاي ربابي مسلک و روشنفکران که تحت تاثير استعمار غرب بودند از اين مسئله سود مي بردند...بيشترين بهره برداري، نصيب استعمار غرب شد. عوض شدن مدل زندگي افراد، مصرف کردن کالاهاي غربي، تبديل شدن ايران به بازار بزرگي براي مصرف کالاي غربي و سرازير شدن سود سرشار بسوي کمپاني هاي غربي...
استعمار علاوه بر تغيير در پوشش افراد، فرهنگ را نيز تغيير داد و زمينه وابستگي اقتصادي و فرهنگي و سياسي را به غرب فراهم کرد.64
هانري لابوچر نماينده مجلس انگليس به اين حقيقت اعتراف کرده ، مي گويد: ما بدون استثنا بزرگترين راهزنان و غارتگراني هستيم که تا بحال کره زمين بخود ديده است. ما از اين جهت بدتر از ساير جهانيان هستيم زيرا علاوه بر آن صفات، موذي و منافق نيز مي باشيم. ما به چپاول مي بريم و هميشه آن غارت را به خير و صلاح جهانيان وانمود مي نماييم.65
غربيان و استعمارگران بعد از دوره رنسانس و جنگ جهاني اول، ديد و طرز تفکر ديگري به خود گرفته و به همه چيز به ديد سرمايه داري مي نگريستند و تمام ابزارها را در خدمت سرمايه داري و منفعت طلبي فردي بکار مي گرفتند. يکي از بهترين و برنده ترين مولفه هاي استعمار استفاده از زنان بوده و هست.
زن مظلوم ترين قرباني سرمايه داري غرب و در عين حال برنده ترين سلاح دست همين سرمايه داري است.66
سخن پاياني 
در واقع پروژه هاي بد حجابي که در جامعه امروز است، ادامه همان پروژه کشف حجاب رضاخاني و استعماري است.
در طي 26 سال که از انقلاب اسلامي مي گذرد، دشمنان، اين ملت را به حال خود نگذاشته اند و با تمام قوا به صورت فرهنگي، نظامي، اقتصادي و سياسي ما را مورد هجوم قرار داده اند. و ما هنوز نتوانسته ايم به صورت ريشه اي و بنيادي بر روي مسئله حجاب و پوشش کار کنيم.
اگر با ديدي باز و جستجوگر به فرهنگ بدحجابي زمانه خود بنگريم، همان دستان استعمار و سرمايه داري را در توطئه ها و تهاجمات فرهنگي مي بينيم. تنها فرقش اين است که اين بار استعمار غرب از سلاح هاي متنوع تري مثل گسترده کردن فعاليتهاي اينترنتي و ماهواره اي ، پخش فيلم، سي دي و نوارهاي مبتذل، ترويج لباس و مدل هاي مو و صورت و حمايت از مطبوعاتي که در راستاي اهداف غربي و الحادي قلم مي زنند، به ميدان آمده و هدف آنها سست کردن و تخريب ارزشهاي اسلامي و ملي و ديني و دور کردن جوانان از مباني اعتقادي و مذهبي است که به اين موضوع سردمداران کفر و فساد مکررا اعتراف نموده اند. 
امد است اين نوشتار گامي در جهت هوشياري نسل جوان و دختر وپسر ما باشد تا به اهميت مسائل فرهنگي و امر پوشش بيشتر توجه کنند.
حوراء :: آبان و آذر 1384، شماره 17  
پي‌نوشت
1. کاکس روت تريزويل،تاريخ لباس،ترجمه شيرين بزرگمهر،توس چاپ اول،ص 55
2. شهشهاني سهيلا،تاريخچه پوشش سر در ايران،ص 27
3. ويل دورانت،تاريخ تمدن،احمد آرام،ج 1،چ پنجم تهران 1376 ص433_434،انتشارات علمي و فرهنگي
4. راوندي مرتضي،تاريخ اجتماعي ايران،ج 3،انتشارات امير کبير،تهران 1352 ص 626 پارسا طيبه، پوشش زن در گستره تاريخ،انتشارات احسن الحديث،قم 1377 ص
5. پارسا طيبه،پوشش زن در گستره تاريخ،ص 67-68
6. چيت ساز محمد رضا،تاريخ پوشاک ايرانيان،سازمان مطالعه و تدوين (سمت)،تهران،1379،ص15 
7. هان،ص 30
8. پارسا طيبه،پوشش زنان در گستره تاريخ،ص 73
9. فوران جان،تحولات اجتماعي ايران،احمد تدين،انتشارات رسا،ص 65
10. مرکز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، وزارت فرهنگ و ارشاد، چاپ اول، 1377، ص 38
11. شريعت پناه سيدحسام الدين، اروپايي ها و لباس ايرانيان، نشر قوس،ص
12. پارسا طيبه، پوشش زن در گستره تاريخ، ص 40
13. حداد عادل غلامعلي، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، سروش،ريال تهران، چاپ هفتم1378، ص 54
14. دورانت ويل، تاريخ تمدن، ترجمه ابوالقاسم طاهري، شرکت انتشارات علمي و فرهنگي تهران 1371، ج 10 
بخش دوم، ص 923 به نقل از کتاب: توانا مرادعلي، زن در تاريخ معاصر ايران، مرکز امور مشترکات زنان، برگ زيتون تهران، چاپ اول 1371، ج 1، ص 15
15. شمس الدين محمدمهدي، محسن عابدي، حدود و پوشش و نگاه در اسلام، انتشارات بين المللي الهدي 1382، ص 40
16. مرکز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، ص 41
17. پارسا طيبه، پوشش زن در گستره تاريخ، ص 75
18. مجله زن شرقي، موسي حقاني، دي و بهمن 1382، ش 12، ص 70
19. شهشهاني سهيلا، تاريخچه پوشش سر در ايران، ص 153
20. شريعت پناهي حسام الدين، اروپايي ها و لباس ايرانيان، ص 98
21. توانا مرادعلي، زن در تاريخ معاصر ايران، ص 25
22. توانا مرادعلي، زن در تاريخ معاصر ايران،ص 85 و 86
23. شريعت پناهي حسام الدين، اروپايي ها و لباس ايرانيان، ص 140
24. توانا مرادعلي، زن در تاريخ معاصر ايران، ص 33
25. شريعت پناهي حسام الدين، اروپايي ها و لباس ايرانيان، ص 275
26. مرکز بررسي تاريخي وزارت اطلاعات، تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، ص 76
27. مرکز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، ص 75و 77
28. توانا مرادعلي، زن در تاريخ معاصر ايران، مرکز امور مشارکت زنان، ص 3و4
29. جوانبخت مهرداد، کنکاش در سفرنامه هاي ايرانيان از قاجار تا زمان حاضر، ناشرآموزه، 1381، ص 33
30. شريعت پناهي حسام الدين، اروپايي ها و لباس ايرانيان، ص 189
31. توانا مرادعلي، زن در تاريخ معاصر ايران، ص 85
32. آزاد اسدالله،زنان ايراني و راه و رسم زندگي آنان، کلارا کوليور رايس، معاونت آستان قدس رضوي، ص 117و118 . زن در تاريخ معاصر ايران ، مرادعلي توانا، جلد اول، ص 82
33. شريعت پناهي حس

نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






برچسب‌ها: