تمام ايام زندگانى در شب و روز در سفر و حضر، حال پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم چنين بود، حتى در حال احتضار امام حسين عليه السلام را به سينه چسبانيد و عرق آن حضرت بر حسين عليه السلام جارى بود و ميفرمود: مرا با يزيد چه كار است، خدا يزيد را لعنت كند و به او بركت ندهد. پس غش كرد، باز بحال آمد، بعد امام حسين عليه السلام را بوسيد و اشك ميريخت و مىفرمود: مرا با قاتلين تو نزد خدا موقفى خواهد بود. (1)

•    اى كه چشم ملك العرش براى تو گريست آدم بوالبشر از بهر تو شد نوحه سرا چون على چشم خدا بود برايت گريان بس كه جانسوز بود واقعه كرب و بلا تا سرت را به سر نيزه اعداء ديدند چه مگر ديد در آن روز امام سجّاد بيشتر از همه كس اى پسر خون خدا گر نبودى تو در آن دشت بلا يازهرا مى رود روز جزا خّرم و خندان به بهشت نه همين ديده ( (خسرو) ) زغمت گريان است هر كسى داشت به دل مهر و ولاى تو گريست 
•    در فلك عيسى مريم به عزاى تو گريست چون كه بشنيد ز جبريل رثاى تو گريست مىتوان گفت كه بهر تو خداى تو گريست آب آتش شد و آتش به هواى تو گريست آسمان نعره زد و چرخ به پاى تو گريست كه چهل سال پس از كرب و بلاى تو گريست پسرت مهدى موعود براى تو گريست دخترت زينب غمديده به جاى تو گريست هر كه شد پيرو و در زير لواى تو گريست هر كسى داشت به دل مهر و ولاى تو گريست هر كسى داشت به دل مهر و ولاى تو گريست (2)
____________________________
(1). همان.
(2). رستاخيز لاله ها، ص 57.


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: داستان هایی از گریه بر امام حسین علیه السلام ، ،
برچسب‌ها: