سر روى نيزه

 روزى پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم در مسجد نشسته بودند، كه جمعى از قريش وارد شدند و با آنها ابن سعد ملعون هم بود.

رنگ پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم متغيّر شد و حالش دگرگون گرديد، اصحاب عرض كردند: يا رسول الله تو را چه مىشود؟! حضرت فرمود: به ياد آوردم آنچه بر اهل بيت من وارد مىشود از كشتن وزدن و سّب و شتم و پريشان و در بدرى و اوّل سرى كه بر سر نيزه مىشود سر فرزندم حسين خواهد بود. (1)

•    شورى به اشك مىدهد آواى يا حسين امشب كه ميهمان گل منور مىكند نجواى زينب است در آشوب اشك ها مى گفت: نيزه ها مگر از ياد برده اند اين سو كبود مىشود از درد گونه ها يك سو كبوتران حرم تشنه و اسير فردا خراب خطبه تقدير كوفه ها فردا كه روح تازه به پرواز مىدهند پروانه هاى سوخته در كربلا حسين 
•    امشب شب دعا شب پرواز ياحسين لب تشنگان خيمه خورشيد را حسين با پاره هاى آن تن تب دار يا حسين جارى ست در وجود تو خون خدا حسين آن سوى دشت زير سم اسب ها حسين يك سو وداع زينب بى يار با حسين فردا شكوه جارى فريادها حسين پروانه هاى سوخته در كربلا حسين پروانه هاى سوخته در كربلا حسين (2)
_______________________________
(1). همان 229.
(2). رستاخيز لاله ها، ص 33.



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: داستان هایی از گریه بر امام حسین علیه السلام ، ،
برچسب‌ها: