پيشگفتار

 قيام حضرت حسين بن على عليه السلام در برابر حكومت اموى از مقاطع حساس و زيباى تاريخ اسلام است .
با استقرار حكومت معاويه بن ابى سفيان كه خلافت يعنى حكومت رهبر دينى برگزيده مسلمانان را به حكومت سلطنتى تبديل نمود و با تجديد جلال و شكوه دربار امپراطوريهاى روم و ايران به حكمرانى بر مردم پرداخت بدون اين كه خود را موظف به پاسخگويى به آنان بداند، سنت پيامبر (ص) دستخوش يك دگرگونى بنيادى گرديد.
تا معاويه زنده بود اميد مى رفت كه با پايان حكومت وى كار به مسير صحيح خود كه خلافت يا امامت بود باز گردد و آب رفته به جوى باز آيد ليكن با نصب يزيد به جانشينى بمثابه سلطان موروثى مطلق العنان ، آن اميد بر باد رفت و بزرگان جامعه مسلمين خود را در برابر موقعيت جديدى يافتند كه با آموزشهاى پيغمبر اسلام هيچگونه سازگارى نداشت .
بر اين تضاد بنيادين مشكل ديگرى نيز مزيد گشته بود و آن خصوصيات فردى و شخصيت يزيد بود. او كه در دربار معاويه بشيوه سلطنتى پرورش ‍ يافته بود رفتار و كردارى متمايز از بزرگان جامعه اسلامى داشت و با ارتكاب اعمالى كه عرف دنياى اسلام نمى پسنديد آشكارا آموزه هاى دين نوپا را به سخريه گرفته كمر بر انهدام تعليمات الهى و سنت پيامبر (ص) بسته بود. بدين جهت بود كه مسلمانان ديندار و هوشيار و بزرگان جامعه اسلامى رفتار اين شخصيت متجاهر به فسق را بر نمى يافتند تا چه رسد كه او را به عنوان سلطان مسلمين بپذيريد.
يزيد در آغاز حكمرانى خود براى بيعت گرفتن از شيوخ و بزرگان اقدام كرد و به حيله ، تجيب ، ارعاب ، قتل و جنگ دست يازيد. او داعيه داران خلافت و نيز مخالفان حكومت خود را يك به يك كنار زد و نابود كرد و در اين راه هيچ كارى را فرو نگذاشت .
يكى از بزرگان متشخص حجاز و جهان اسلام كه از هر جهت مورد توجه مردم و بزرگان شهرها و قبايل بود و كسب موافقت يا خاموش كردن او اهميت اساسى از نظر دربار يزيد داشت ، حسين پسر على عليهماالسلام بود. او كه بر دوش پيامبر اسلام (ص) بزرگ شده و در ركاب پدرش شير خدا على عليه السلام براى اسلام كوشيده بود و به دانش و تقوى و اطلاع از سنت و نبوى و آگاهى از وقايع سياسى و تاريخى امت اسلام از آغاز وحى تا آن زمان بر همه بزرگان و شيوخ و سران و سرداران پيشى و برترى داشت امانتدار اسرار وحى ، شاهد داناى وقايع پس از رحلت رسول الله (ص)، مشاور امام حسين عليه السلام در كشاكش با معاويه و عاقبت صلح با او، پيشواى صالحان ، شاخص اهل بيت رسول خدا، ولى الله و امام و مقتداى اهل سداد و بنده خالص خداى بزرگ بود.
او كتاب على عليه السلام را در اختيار و شمشير على عليه السلام را در كف داشت و مسؤ ول ترين خلايق در قبال سرنوشت دين محمد (ص) بود. او نمى توانست در حالى كه هنوز شصت سال از هجرت جدش حضرت محمد مصطفى (ص) نگذشته بود، شاهد بهم ريختن پايه مسلمانى و استقرار سلطنت مطلقه موروثى در خانواده بدنام ترين و بى دين ترين افراد، و جايگزينى تاج و تخت امپراطورى بجاى كرسى پيامبر و منبر على و مسجد خلفاى راشدين باشد.
امام، تسليم و سكوت را جايز نمى ديد؛ چاره دور شدن از مركز حكومت اموى و حجاز و شام و استقرار در نقطه اى دورتر و تلاش براى حفظ ريشه اسلام و برافروختن چراغى بود تا راه را بر امت رعب گرفته و غفلت زده روشن سازد و كار را به اساس وحى و سنت پيامبر باز آورد. مبارزه منفى، يا تبليغ، يا تشكيل حكومت دينى و قيام بر سلطان جائر فاسق، راههاى چاره كار بود.
امام عليه السلام حج خود را بملاحظاتى ناتمام گذاشته رو به سوى كوفه كه بزرگان آن شهر او را دعوت كرده قول همكارى و همراهى داده بودند نهاد. اين نخستين گام آشكار امام براى سرپيچى از فرمان بيعت خواهى يزيد و قيام در برابر حكومت غاصب اموى و احيانا تشكيل حكومت بود.
ماموران يزيد راه را بر امام گرفته به وى تكليف كردند با يزيد بيعت نمايد و يا جنگ را بپذيرد. امام بيعت را نپذيرفت ، راه را بر امام بسته امكان حركت به سمت كوفه را از او سلب كردند.
امام و يارانش در قتالى نابرابر، شهادت با افتخار را برگزيده و بر سر دفاع از احكام خدايى و سنت پيامبر تن و جان و خان و مان فديه نمودند.
انتخاب جنگ مردانه و شهادت در راه آرمان الهى بوسيله گروهى اندك شمار در برابر لشكر خونخوار و حكومتى فاسد و خونريز و حيله گر، انتخابى آگاهانه ، هوشيارانه ، بنيادگرا، آموزش دهنده و ماندگار است . اين انتخاب در هرگام و در هر لحظه پر از درس و تعليم است . بيانات امام عليه السلام در صحنه هاى گوناگون جنگ كربلا و برخوردهاى وى با لشكر دشمن و رفتار وى با ياران و خاندانش ، همه تلقين درس مردانگى ، ادب جنگ ، مروت ، دلاورى ، بزرگى و خداپرستى است .
اين انتخاب ملكوتى آنچنان عظيم و شكوهمند است كه اين واقعه را خودبخود در حوزه حماسه و اسطوره قرار داده است و بدين جهت است كه گفته شد قيام امام حسين حساسترين و در عين حال زيباترين مقطع تاريخ اسلام است .
اما بعد ديگرى نيز در اين واقعه قابل دريافت است و جنبه قدسى رفتار ولى الله است . بنا به روايات ، تقدير شهادت در راه خدا تقديرى است كه رسول الله اعظم (ص) و دختر و داماد و نيز نوه محبوب او حسين عليه السلام عالمانه و آگاهانه انتخاب كرده اند سالها پيش از آن كه اين واقعه نقاب از رخ بگشايد. آنان با روحى شعله ور از پرتو آفتاب عشق به جبروت جمال الهى و سرمست از هر آن چه رضاى دوست در آن است ، تن و جان و دودمان يكسره نثار خاك آستان محبوب پسنديدند و شكر گزار بر اين پسند و اختيار، مدرسه عشق را در كوير نينوا برپاى ، خواستند. از اين ديدگاه واقعه كربلا، قيام امام حسين ، و صبر او بر آن همه بيداد و نامردمى ، شكوفايى غنچه عشقى بود كه ولى خدا در دل مى پروريد.
دست برداشتن از همه شيرينيها و بهره وريهاى زندگانى دنيا، فدا نمودن عزيزترين و محبوب ترين دارايى هاى انسانى ، رفتن به جنگ حكومتى غاصب ، مزور، بى دين ، فاسد و جنايتكار، و در همه حال سعى در هدايت و اصلاح قلوب و ياد خدا حتى در سخت ترين لحظه هاى پايانى حيات ، همه شعله هاى عشقى آتشناك به آن پروردگار مهربان است كه حسين را راضى و گوش به فرمان مى پسندد و خود خريدار جانهاى گرونده و بندگان پرستنده است .
چنين است كه حسين عليه السلام با دلى روشن از دانش امامت و اقتدار ولى اللهى در تصرف بر كائنات و مقدارت آسمانى و با پايى در خاك اين جهانى ، همچون انسانى پاك و البته پاكيزه از فرودستيهاى خاكيان ، پاى در مسلخ عشق نهاد در حالى كه خرقه تعلقات مكانى را از تن جان بدر آورده بود كه فرمودند: ((موزه از پاى درآور كه در سرزمين پاك گام نهاده اى ))
او اسماعيل بنى هاشم است كه به فرمان رب سر در قربانگاه عشق مى بازد قتيلا من القفاء. او موساى حجاز است كه با پروردگارش در گفتگوست : ((خداى من به خوشنودى تو خوشنود هستم ، جز ترا نمى پرستم )).
او عيساى زهراى پاك است كه قرآن مى خواند.
تا جهان باقى است عشق حسين به ذات پاك پروردگار جانها و جهانها، ايمان او به ملكوت خداى بزرگ ، عقيده او به عدالت ، حق ، وحى و دين محمد خاتم الانبياء (ص) پايمردى او در پاى آرمان ، و سركشى در برابر ناپاكى و بيدادگرى و هرزه گرى و بى ايمانى ، سرمشق جانهاى بيدار و دلهاى جستوگر و قلبهاى مشتاق خواهد بود. تا جهان باقى است در هر آيت كه خوانده شود، در هر اذان كه طنين افكند، در هر نماز كه برپاى گردد، در هر دل كه به سوى معبود جميل بخشاينده پر گيرد، عطر حسين ، ياد حسين و نام حسين به گوش هوش خواهد رسيد.
نام حسين معبد بندگى خدا، نام حسين مظهر زيبايى روح پرستنده ، نام حسين پرچم آزادى است . عشق به خدا و فرمان او در ايمان و عمل حسين زيباترين نمونه را يافته است .
كتابى كه در دست داريد بازگويى غمنامه حماسه عشق به خدا و آرمان خدايى حسين عليه السلام است . نويسنده ، امام حسين (عليه السلام ) را عاشقى پاك باخته مى بيند كه دلاورانه بر ناچيزى حكمرانان دنياى حقير لبخند مى زند و مرگ در راه آرمان را دنباله رسالت جدش حضرت رسول خاتم (ص) و ولايت پدرش على ولى الله مى داند تا شجره طيبه اسلام محمد (ص) همچنان ريشه در خاك و شاخه بر آسمان افشاند.
نويسنده محترم كمال سعى امام حسين (عليه السلام ) را در تحصيل خوشنودى پروردگار شنوا و بينا ترسيم مى كند؛ در هنگامه اى كه خون حقيقت در مسلخ دنيا پرستى ، مظلومانه بر خاك مى ريزد.
بدور از تحليلهاى تاريخ نويسان ، بر كنار از نظريه پردازى فيلسوفان ، بى اعتنا به طمطراق علمى انديشان يا علمى انگاران ، هر كس كه بخواهد در رثاى مظلوميت حق در برابر باطل بگريد، گو اين كتاب برگيرد.
سلام بر حسين كه نماز را ساخت و تشنه و مظلوم كشته شد.
سيد حسين نقيبى (موسوى مراغى ) 
تهران - مرداد ماه 1378 شمسى
------------------------------
دكتر عباس علاقه بنديان


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: از مدینه تا نینوا ، ،
برچسب‌ها: