مقدمه

 الحمد لِلّه الّذى سمك السماء و ندب عباده الى الدعا و الصّلوة و السّلام على من قدمه فى الاصطفاء محمّد خاتم الانبياء و على آله الطاهرين مصابيح الدجى سيّما على حجّة بن الحسن خاتم الاوصياء روحى و ارواح العالمين له الفداء.

حمد و سپاس و ثنا مخصوص خداوندى است كه اين همه نعمتهاى بى شمار را به ما ارزانى بخشيد و دنيا را دار بلا و محلّ ابتلاء قرار داد و شكرى بى منتها شايسته پروردگارى است كه خوان بلا را مخصوص اولياء نمود.
و درودى بى حصر و عدد بر پيامبر گراميش محمّد مصطفى و اهلبيت ابرار و عترت اطهارش خصوصاً يكه تاز ميدان جانبازى و شهسوار عرصه يكه تازى ، شهيد راه خدا و فانى در طريق رضا تشنه لب كربلا، كُشته گريه و زارى و شفيع روز سوگوارى آنكه اجزاى كائنات در مصيبتش متغير و تمام ماسوى در عزايش متاءسف و متحيّر شدند.
و امّا بعد، وقتى كه شدائد زندگى به ما رو مى آورد، زمانى كه حوادث غير مترقّبه در مسير پيشرفت ها خود نمائى مى كنند و گاهى كه امراض سخت و يا لاعلاج آدمى را به زانو در مى آورد و خلاصه گرفتارى هاى گوناگون جلوه گرى مى كند بدنبال اين مطلب انسان راه چاره اى مى جويد تا از اين ناملايمات خلاصى يابد.
به اين معنى كه اگر مريض است از دكتر و دوا استفاده كند، اگر فقر و فلاكت او را تهديد مى كند از مردم متمكن كمك بگيرد و اگر تيرهاى حوادث او را آماج خود قرار داده نا اميد نشده با وسائلى كه خود مى داند سنگ را از مسير ترقى خود بردارد.
ولى سِرّ مطلب اين كه گاهى شدائد و گرفتارى بنحوه ايستكه وسائل بشرى آن را چاره نمى كند و يا اصلاً در مقابل چاره اى نمى بيند، در چنين موقع انسان چه كند؟ اينجاست كه بايد متوجه قدرتى شد كه تنها آن قدرت مى تواند انسان را از بند گرفتارى و شدائد زندگى برهاند و اكثر مردم كه از ياد خدا غافلند در چنين موقعى بياد خدا مى افتند و اين خود يكى از راه هاى خدا شناسى است كه سر چشمه آن از درون فطرت انسانى مى جوشد چنانكه در ارشاد القلوب ديلمى روايتى است كه مردى از امام صادق (ع ) پرسيد كه مرا راهنمائى كن بسوى خدا و خدا را برايم بشناسان كه خدا چيست ؟ زيرا با بعضى ها در بحث متحير مى شوم .
حضرت فرمود: آيا تا به حال به دريا رفته اى و سوار كشتى شده اى ؟ گفت : بله .
حضرت فرمود: تا بحال برايت پيش آمده كه طوفانى بيايد و كشتى را درهم بشكند و هيچ نجات دهنده اى يا كشتى ديگرى يا نجات غريقى نباشد كه به فريادت برسد و هيچ راه علاج و كمكى برايت نباشد؟ عرضكرد: بلى .
حضرت فرمود: در اين هنگام آيا قلبت به چيزى تعلق گرفته كه در آن لحظه و حال اضطراب ، يك قدرتى تو را نجات دهد و كمك كند و دستت را بگيرد؟ عرضكرد: بلى .
حضرت فرمود: آن قدرت همان خداست كه قادر به نجات توست در آن موقع كه هيچ ناجى و فريادرسى نيست .
اكنون چون خدا را قادر و چاره ساز و حلاّل تمام مشكلات و تنها مؤ ثر در وجود دانستيم .
مطالب كتاب را به آسانى مى توان پذيرفت و نيز تشريح مسئله توسل و چگونگى آن به يك روايت زير اكتفا مى كنيم كه در وسائل الشيعه ، كتاب الصلوة باب استحباب الالحاح فى الدعاء است .
حضرت سلمان فارسى رضوان اللّه عليه مى فرمايد: خدمت حضرت رسول اكرم (ص ) بودم حضرت فرمود: خداوند متعال مى فرمايد: اى بندگان من آيا تا بحال شده كسى خدمت شما حاجتى داشته باشد و شما به او اعتنائى نكنيد و او محبوب ترين خلق را به عنوان وسيله و شفيع بر شما تحميل كند و شما هم به احترام آن واسطه و بزرگ خجالت زده شويد و حاجتش را روا سازيد؟ پس آگاه باشيد و بدانيد محبوبترين و برترين خلق نزد من محمّد و برادرش على و امامان و پيشوايان بعد از او هستند و به وسيله اينها مى توانيد تقرب يابيد و نزديك شويد (يعنى هر كس حاجتى داشته باشد نزد خدا، بايد محمّد و آل على (عليهم السلام ) را واسطه قرار دهد.)
پس آگاه باشيد، اگر كسى خواست دعايش مستجاب شود و من به او توجّه داشته باشم يا گرفتارى و ابتلائى او را فرا گرفت و مايل است ، گرفتارى او برطرف شود يا هر حاجتى كه داشته باشد و بخواهد روا گردد، بايد بهترين خلق كه محمّد و آل طيبين و طاهرين او هستند را نزد من شفيع و واسطه قرار دهند تا به بهترين و نيكوترين وجه حاجت آنها را روا سازم .
پس بنابر اين ما در راه درمان دردهاى ناعلاج و صعب العلاج و رفع و دفعه هر گونه گرفتاريها و ناملايمات از باب وابتغوا اليه الوسيلة به خاندان محمّد و آل محمّد صلوات اللّه عليهم اءجمعين متوسل شده و اين بزرگواران را در پيشگاه الهى شفيع و واسطه قرار داده و بخاطر منزلت ايشان حوائج خود را از خداوند متعال خواست .
يكى از چيزهاى مهمى كه مورد بحث ما هست معجزه و كرامت و امور خارق العاده و يا آن قول يا فعلى كه بر خلاف طبيعت و عادت بشر است كه عقول همه عقلاء عالم را تكان داده و حتى افكار دانشمندان جهان را حيران ساخته آن قدرت و قوه ايست كه پروردگار متعال آن را به پيغمبران و اوصياء و خلفاء و جانشينان و بندگان صالح و اولياء عنايت فرموده تا دليل و نشانه بر صدق نبوت و امامت و حجت بر خلق تمام باشد تا مردم فرمان بردارى از دستورات و فرمايشات ايشان نمايند كه همان دستورات و فرمايشات حق است و از مهالك دنيا و آخرت نجات يابند و رستگار شوند و اگر اين امر خارق العاده اگر با تحدّى وادعا باشد معجزه و اگر بدون ادعاء و تحدى باشد كرامت گويند.
نا گفته نماند كه مسئله كرامت بطورى در اين دنياى قرن بيستم و علم جلب توجه كرده كه بعضى از دانشمندان غرب در اين باره مطالبى نوشته اند و ناچار معترف بكرامات و خوارق عادات گرديده اند كه از جمله آنها دكتر الكسيس كارل فيژيولوژيست و زيست شناس بيولوژى فرانسوى و برنده اولين جايزه نوبل در آمريكا و خلاصه كسى كه در قلب كشورهاى اروپا زندگى مى كند و بلحاظ شخصيت علمى فوق العاده اى كه دارد و در پيشتر مجامع علمى و پزشكى اروپا سمت رياست و عضويت آنرا داراست در كتاب خود (انسان موجود ناشناخته ) چنين مى نويسد:
در هر كشور و هر عصر مردم به كيفيّت معجزه و درمان سريع كم و بيش ‍ بيماريها در زيارتگاهها و اماكن مقدسه معتقد بوده اند، اما امروز پايه اين اعتقادات سست شده و عده اى از پزشكان وجود معجزه را جايز نمى شمرند مع هذا اين افكار با مشاهداتيكه در دست داريم بايد مورد غور و تاءمل قرار گيرد.
موارد زيادى از اين مشاهدات بوسيله مؤ سسه پزشكى لورد جمع آورى شده است اطلاعات كنونى ما در باره تاثير فورى نيايش (دعا) در شفاى امراض روحى شرح حال بيمارانى كه از امراض گوناگون چون سل استخوانى و صفاقى و دمل و سرد سلى و زخمهاى چركين و سل پوستى و سرطان و غيره درمان يافته اند متكى است چگونگى معالجه نزد اين و آن تفاوت زيادى ندارد، اغلب درد شديدى احساس و سپس شفاى كامل فرا مى رسد بعد از چند ثانيه و يا چند دقيقه و يا حداكثر چند ساعت زخمها جوش مى خورد و علائم بيمارى از ميان مى رود و اشتهاى مريض باز مى گردد گاهى اختلالات عملى پيش از ضابعات عضوى از بين مى رود، در اين صورتيكه براى تغيير شكل استخوانى در بيمارى پوست و يا عقده هاى لنفاوى سرطان و برگشتن آنها بحال طبيعى حداقل بطور اغلب دو يا سه روز وقت لازم است اين شفاى معجزه آسا با سرعت عجيب التيام ضايعات عضوى شخص است و شكى نيست كه ميزان اين التيام و شفا خيلى بيشتر از حد طبيعى مى گردد.
خواننده عزيز ملاحظه مى فرمائيد كه چگونه دكتر آلكسيس كارل صريحاً اعتراف مى كند كه مشاهدات ما در باره معجزات و خوارق عادات نظريات عدّه اى از پزشكان شكاك را رد مى كند اين اعتراف از يك شخصيت بزرگ علمى و كسيكه نمى توان لكه ارتجاع و موهوم پرستى باو چسباند مانند دكتر الكسيس كارل فوق العاده شايان توجه است زيرا دكتر نامبرده مانند بعضى از افراد معتقد مذهبى نيست كه در باره يكرشته مسموعات خود چنين اعترافى بنمايد او يكمرد بر جسته و معروف علمى است ، در كشورهاى اروپا براى نظريات و افكارش ارج و ارزش مهمى قائلند چنين مردى صريحاً مى نويسد كه نه تنها من در باره معجزات مشاهداتى دارم بلكه مؤ سسه پزشكى لورد هم كه يكى از مؤ سسات بزرگ پزشكى اروپا است اينگونه مشاهدات قطعى و غير قابل تاءويل و انكار را جمع آورى كرده است و نيز مطالب ديگرى از دانشمندان دنياى غرب هست كه بيان آن را در اينجا لازم نمى بينم ، خوانندگان محترمى كه دوست دارند مطالعات بيشترى در اين زمينه داشته باشند بكتابهاى دعا و آثار آن و امور خارق العاده و معجزات از نظر دانشمندان بزرگ اروپا و علوم روز بكتاب (نيايش ) نوشته دكتر الكسيس ‍ كارل و كتاب (دعا بزرگترين نيروى جهان ) نوشته دكتر فرانك لا باخ و كتاب (معجزات ) نوشته پرفسور لونيا مراجعه فرمايند.
پس موضوع توسل با اين مقدمه اى كه نوشته شد راه مقدسى است كه مردم را اميد وار ساخته و در مشكلات و سختيها بهترين راه چاره بشمار مى رود ، حال چون افراد بشر خود را لايق پيشگاه پروردگار متعال نمى داند تا مستقيماً با حضرتش به راز و نياز بپردازد از اين رو در مقام عرض نياز به درگاه حق يكى از بزرگان دين و آل عصمت و طهارت را واسطه قرار مى دهد و به وسيله او توسل مى جويد كه در ميان آن شخصيتهاى بزرگوار آقا سيّد الشهداء حضرت حسين بن على (ع ) را كه بفرموده پيغمبر (ص ) حسين چراغ هدايت و كشتى نجات است چون زمانيكه تاريكى همه جا را فرا گيرد انسان به يك چراغ نور افروز نياز دارد تا راه خود را در پرتو آن بيابد و الا گمراه شده و به موانع و مشكلات برخورد مى كند و امكان دارد به چنگال درندگان گرفتار آيد و بالا خره زمانى كه نور نباشد و انسان در تاريكى همه جانبه بسر ببرد حتى از خطر سرما و گرما و گرسنگى و مريضى و هزار گرفتاريهاى ديگر هم ايمن نخواهد بود، امام حسين (ع ) چراغ و نور هدايت دنيا و آخرت است هر كس به اين نور تمسك و توسّل پيدا كند از همه خطرها در امان خواهد بود و كشتى نجات است كه هركس سوار اين كشتى شود نجات خواهد يافت .
چهارده ستون از ستونهاى قرون با همه ساعتها و روزها و سالهايش چون حبه نمكى بر كف اقيانوس آب شد و ناپديد گشت ولى نام مقدّس سالار شهيدان همچنان بر فراز قرون و اعصار مى درخشد، و هر روزى كه مى گذرد ابعاد تازه اى از نهضت امام حسين (ع ) جلوه مى كند مراسم عاشوراى حسينى هر سال با شكوهتر از سال پيش برگزار مى گردد.
امام حسين (ع ) مرز عقيده را درهم شكسته از هر كيش و آئينى دلهائى را به سوى خود جلب و جذب كرده است .
امام حسين پيشتاز شهيدانى است كه سرود پيروزى خون رنگ خود را در خيمه تاريخ نواختند و بزرگترين سرمشق را به آزادى خواهان و مُصلحان جهان دادند.
گاندى مصلح بزرگ هند مى گويد:
من براى ملّت هند هيچ تازه اى نياوردم ، بلكه فقط نتيجه اى را كه از مطالعات خود در پيرامون قهرمان كربلا به دست آورده بودم ، براى ملّت هند به ارمغان آوردم ، ما اگر بخواهيم هند را نجات دهيم واجبست همان راهى را بپيمائيم كه حسين بن على پيموده .
سخن پردازان هر قدر به وصف او پردازند و شرح قهرمانى او را در نوشته هاى خود بر فراز قهرمانى پهلوانان افسانه اى ترسيم نمايند باز هم در برابر حقيقت قهرمانى او بس ناچيز خواهد بود حتى كسانى كه با مكتب حياتبخش اسلام آشنا نيستند در برابر شجاعتها و شهامتهاى امام حسين (ع ) سر تعظيم فرود مى آورند، و راهى را كه در برابر دشمن خون آشام خود بر گزيد مى ستايند.
ماربين آلمانى در اين رابطه مى گويد:
امام حسين (ع ) اوّل شخص سياستمدارى بود كه تا به امروز احدى چنين سياست مؤ ثّرى اختيار ننموده است ، اگر حادثه خونين كربلا پيش نمى آمد قطعاً اسلام به اين حالت باقى نبود و ممكن بود اسلام و اسلاميان يكباره محو و نابود گردند.
اقبال لاهورى كه از مكتب تشيع بيگانه است به هنگام ارزيابى قيام حسينى و آثار ارزشمند آن در حفظ استقلال ممالك اسلامى و قطع ايادى اجنبى
مى گويد: تاقيامت قطع استبداد كرد

موج خون او چمن ايجاد كرد

خون اوتفسير اين اسرار كرد

ملّت خوابيده را بيدار كرد

اين همه تاءكيد براى اقامه مجالس عزادارى براى آنستكه جهان اسلام با مكتب حياتبخش حسينى آشنا شوند و از راه او پيروى كنند
محمّد على جناح قائد اعظم و مؤ سّس پاكستان مى گويد:
هيچ نمونه اى از شجاعت ، بهتر از آنكه امام حسين (ع ) از لحاظ فداكارى و جانبازى نشان داد، در عالم پيدا نمى شود، به عقيده من تمامى مسلمين بايد از اين شهيد كه خود را در سرزمين عراق قربانى كرد سرمشق بگيرند و از او پيروى كنند.
امت اسلامى براى مبارزه با سيطره ابرقدرتها هيچ راهى به جز پيروى از سالار شهيدان ندارند كه هرگز بدون جانبازى و فداكارى به آرمانهاى مقدس ‍ اسلامى و انسانى خود نخواهند رسيد و آنرا بايد در مكتب امام حسين (ع ) آموخت .
امام حسين (ع ) عملاً به جهانيان آموخت كه مرگ شرافتمندانه از زندگى در زير يوغ ستمگران شايسته تر است .
ظاهر امر در روز عاشورا نشان مى داد كه پس از غروب خورشيد امامت ديگر نام و نشانى از او بر جاى نخواهد ماند و دشمن خون آشامش براريكه قدرت تكيه كرده به دور از هيچ مزاحم و مانعى به خواسته هاى خود خواهد رسيد ولى در اندك مدتى ابرهاى تيره و تار كنار رفت و سيماى پر فروغ امام حسين (ع ) براى دوست و دشمن روشن شد و از دشمنان به ظاهر پيروز نام و نشانى جز براى لعن و نفرين باقى نماند(فؤ اد كرمانى مى گويد)
دشمنت كشت ولى نور توخاموش نگشت

آرى آن جلوه كه فانى نشود نور خداست

نه بقا كرد ستمگر نه به جا ماند ستم

ظالم از دست شد و پايه مظلوم به جاست

تنها شيعيان و يا فرقه هاى اسلامى نيستند كه نهضت حسينى را چنين ارزيابى مى كنند بلكه بيگانگان درد آشنا نيز به پيروزى امام حسين (ع ) و شكست يزيد اعتراف كرده اند كه از آن جمله توماس كار لايل مورخ و فيلسوف شهير انگليسى است كه مى نويسد (شهداى كربلا با عمل خود روشن كردند كه تفوّق عددى در جائى كه حق با باطل روبرو مى شود اهميتى ندارد پيروزى حسين با وجود اقليتى كه داشت باعث شگفتى من است البته جاى هيچ شگفت نيست زيرا هميشه حق بر باطل چيره است .
سالار شهيدان اقيانوس ناپيداى كرانه است كه خورشيد همه معيارهاى انسانى از يك سو در آن مى دمَد و از سوئى در آن غروب مى كند واژه هائى چون فداكارى ، جانبازى ، سرفرازى ، رادمردى ، جوانمردى ، شهامت ، شجاعت در راستاى تاريخ مصداقهاى بى شمارى داشته ولى بى گمان بر قامت سالار شهيدان از همه راست تر و در سرشت او از همه استوارتر بودند.
هر سخن كه در باره او گفته شود جز سخن پردازى و ترتيب الفاظ نيست كه فضائل و كمالات پيامبران عظام از ابوالبشر حضرت آدم تا اشرف كائنات حضرت ختمى مرتبت (ص ) بود.
او انسان كامل و شخصيت بى مانند دوران بود كه در دانش و بينش از همه بيشتر در اطاعت و عبادت حق از همه پيشروتر و در شجاعت و شهامت از همه پيشتازتر بود هيچ نويسنده چيره دستى توان آن را ندارد كه شرح فداكارى ها و جانبازهاى آن اسوه صفا و وفا را ترسيم نمايد.
هر نويسنده تلاشگر و محققّ فرزانه اى كه قلم به دست گرفته در محدوده معلومات و قدرت علمى خود به نگارش حوادث كربلا پرداخته ، برجسته ترين تابلو و زيباترين سرلوحه اثر خود را ترسيم فداكاريهاى سالار شهيدان اختصاص داده و كتاب خود را با يك دنيا عذر و تقصير به پيشگاه آن بزرگ نامور تاريخ تقديم نموده است .
تعداد آثار ارزشمندى كه محققان بزرگ و مؤ لفان سترك در پيرامون زندگى سالار شهيدان و نهضت خونين كربلا به رشته تحرير در آورده اند بيرون از شمار است و نام آنها در اين صفحات نمى گنجد، برخى از اين محققان به همه ابعاد زندگى آن اسوه تاريخ اشاره كرده اند، بعضى پيرامون فضائل بى شمار و مناقب بيكران آن حضرت سخن گفته اند، گروهى به تحليل نهضت عاشورا پرداخته اند، عده اى فداكارى هاى آن سرور را در محدوده توان خود ترسم كرده اند، جمعى پيرامون اصحاب باوفا و ياران با صفايش گفتگو كرده ، جمعى ديگر خطبه هاى آتشين و سخنان دلنشين حضرتش را گرد آورده اند، بعضى آثار شگفت مجالس عزادارى را تشريح كرده ، برخى ديگر بر شمارش شاعران نغمه سرايش همّت گماشته اند، عده اى در فضائل گريه بر آن قتيل العبرات آثار محققانه اى نوشته ، گروهى آثار شگفت و مداومت بر زيارت عاشورا را گردآورى نموده ، گروهى ديگر حقوق بى شمار سالار شهيدان را بر امت اسلامى در حد توان خود شمرده اند و در اين ميان من حقير هم داستانها و سرگذشت و حالات كسانيكه در سختيها و مشكلات وشدائد زندگى متوسل و متمسّك شدند و نتيجه مثبت عائد ايشان گرديده جمع و به ساده نويسى آن اكتفاء نموده و بنام كرامات الحسينية چاپ و در دسترس همگان قرار داده تا قضاوتهاى دلهايشان به معرفت امامشان روشنتر و محكمتر گردد و بيگانگان مطالعه دقيقانه و قضاوتهاى عادلانه به مذهب جعفرى اعتقاد و سر تعظيم و ادب به پيشگاه دين مقدّس اسلام فرود آرند و بدانند پيشوايان ما شيعه اثنى عشرى احياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرزَقُون حيات و مماتشان يكسان است و با اينكه با شمشير يا زهر شهيد شده اند مع ذلك چشم بينا و گوش شنوا دارند و از ضمائر و دلها با خبرند و نظر رحمت بدوستان و متوسلين خود دارند و با اعجاز دردهاى بى درمان و با درمان را دوا مى نمايند و مشكلات را آسان مى گردانند و امور زندگى و شئون حيات روحانى ايشان را مقرون به مراد و مصلحت مى سازند.
به اين وسيله اسم خود را در دفتر ذاكران آن سرور داخل كرده و به وسائل شريفه آن جناب فائز گردم با وجود اينكه تأ ليف خود را كمتر از اين مى دانستم كه مورد توجه علماء اعلام و فضلاء و بزرگان قرار گيرد مع الوصف بحمداللّه اين مختصر مورد توجه عوام و خواص قرار گرفته و تا قبل از انتشار جلد دوم قسمت عمده آن پيش فروش شد ولى بايد گفته شود آقايان علماء و فضلائى كه قبض پيش فروش اين كتاب را خريدارى نموده اند نظر ايشان تشويق حقير بوده و الا حقير كمتر از اين هستم كه تأ ليفم مورد استفاده علماء و فضلاء قرار گيرد بدينوسيله از جميع طبقات آقايانيكه محض تشويق حقير از اين كتاب شريف خريدارى كرده اند و از هر جهت از اين كمترين خدمت حقير تقدير نموده اند تشكر و سپاسگزارى مى كنم و توفيق و سعادت دنيا و اخراى آنها را از خداوند متعال براى هميشه مسئلت مى نمايم .
ز آبادى دلم خونست بويران رو از آن دارم

بخاطر مختصر اين داستان از دوستان دارم

بجغدى بلبلى گفتا كه تو در ويرانه جا دارى

من اندر باغ گل بر شاخه سرو آشيان دارم

بگردان روى از اين ويران بيا با من سوى بستان

ببين چندين هزاران سرو كاخ ارغوان دارم

بپاسخ جغد گفت اى بلبل ارزانى تو را گلشن

مرا اين بس كه در ويرانه ماءوى و مكان دارم

اگر ويرانه بدبودى چرا پس دختر زهرا

بويرانى مى نشستى كز غمش آتش بجان دارم

نخواهد شد فراموشم سر بى چادر زينب

كه در هر لحظه صد باره از اين غم الامان دارم

گذشتم از گل احمر پس از مرگ على اكبر

بدل داغ غم ناكامى آن نوجوان دارم

تو شادى با عروسان گلستان دارى اى بلبل

من از دامادى قاسم دو چشم خون فشان دارم

تو بر سر شورشِ شمشاد و ياس و ارغوان دارى

من اندر لاله دل داغ عباس جوان دارم

ز جور شمر و خولى دارم از غم شكوه ها ليكن

شكايتهاى پى در پى ز دست ساربان دارم

-------------------------------------------------------
على مير خلف زاده


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: کرامات الحسینیه جلد١ ، ،
برچسب‌ها: