سخن ناشر

 مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا.(1)

نيم قرن پس از هجرت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) در تاريخ، واقعه اى شگفت انگيز، غم افزا و در حقيقت در نوع خود بى سابقه، رخ داد. در اين واقعه مهم و اساسى كه بايد بر آن، جنگ تمام عيار ميان حق و باطل و نور و ظلمت نام نهاد، در يك سو، تاريك انديشان خفاش صفتى كه از نور بعثت مى گريختند و سعى در خاموش نمودن آن داشتند، قرار گرفته بودند و در سوى ديگر، حق جويانى كه چون ابوذر و سلمان، گرد پيامبر رحمت مى گشتند تا نور، مُهر و نشانه نبوت را بيابند، وجود داشتند.
در حادثه كربلا، نقش خواص و عوام و پديد آورندگان آن حادثه غم انگيز، قابل دقت و مطالعه است. مسئله اى به بزرگى قيام خونين كربلا، زمينه هايى دارد كه بايد مورد تاءمل قرار گيرد. مهم ترين عامل پيدايش اين حادثه تلخ، انحراف مسئله رهبرى از مسير صحيح آن بود تا جايى كه پس از چند سال، مجددا سنت هاى جاهلى در جامعه، مورد توجه اداره كنندگان قرار گرفت و ارزش هاى اسلامى - كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) براى آن ها زحمات فراوانى متحمل شد - در جامعه كم رنگ شد؛ غيرت دينى، افول نمود، شخصيت هايى چون اميرالمؤمنين (عليه السلام) خانه نشين شدند، حق در حصار بدعت ها گرفتار آمد، امر به معروف و نهى از منكر در جامعه متروك ماند و در يك كلام: قرآن و عترت، در انزوا قرار گرفت.
به هر حال، در حادثه كربلا، قدرت دو تفكر، دو گونه تربيت، دو نوع گرايش ‍ به جهان هستى نشان داده شد؛ در جبهه اى، افكار مادى، دنيايى، پست، تربيت هاى بدون اصول انسانى و مسووليت شناسى و با نگاه هاى تماميت خواه و خودمحور، جلوه مى نمود و در يك جبهه، امامت با حسين بن على عليهماالسلام، سرسلسله آزادمردان بود و خدامحوران در پى فرمان امام واجب الاطاعه خويش بودند.
راستى تاريخ را چه كسانى مى سازند؟ آيا اشخاصى چون معاويه، عمر سعد و عبيدالله زيادها مى توانند تاريخ ‌ساز باشند؟ به حق، چهره هايى چون اينان، ننگ تاريخند كه نامشان عرق شرم بر چهره هر انسان آزاده اى مى نشاند. افرادى اين چنين اهل تخريب و چنگ انداختن به چهره انسان، در گذر تاريخند. در صفحات متعلق به اين ديوصفتان، جز تاريكى و جهالت چيز ديگرى وجود ندارد. تاريخ به وجود آمده توسط اينان، جز سياهى چيزى ندارد. اگر در طول تاريخ، چهره هايى چون انبيا، اوليا و سالار شهيدان حسين بن على عليهماالسلام و ياران با وفايش نبودند، تاريخ چه سخن صوابى براى گفتن داشت؟ بى شك تاريخ آموزنده، انسان ساز و عبرت آميز از رادمردان و شيرزنانى مى سازند كه در مدرسه عشق به خدا، تربيت يافته اند.
اوج رويارويى دو جبهه حق و باطل، در عاشورا رقم خورد و جوهره مردان دو سپاه، دو تفكر، دو نگاه به هستى، رخ نمود؛ امام حسين (عليه السلام) با شأن و عظمت امامت، نور عصمت، طهارت، شجاعت، دليرى و غيرت دينى در سپاه اسلام در حلقه ياران از جان گذشته خويش كه مصداق مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا هستند، با آرامش تمام، خطبه حمد و ثنا خواند و ياران نيز از وفا و ايثار گفتند، از عشق به خدا و پيامبر خدا سخن راندند، از بذل نمودن جان در ركاب امام حق، داد سخن دادند؛ جوانان پرشور هاشمى و غير هاشمى، جهانيان را با فطرت پاك خويش مهمان سخنان عارفانه خود ساختند تا جوانان هر عصر و زمانى بخوانند، بدانند و راه حق را جوانمردانه و با عزت نفس بپيمايند. مردانى محاسن سفيد چون حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه نتيجه سال ها عبادت خالصانه خود را به همگان عرضه داشتند. سخنان تك تك ياران اباعبدالله الحسين، و رجزهاى ايشان كه به خوبى در اين اثر جمع آورى شده، قابل مطالعه و دقت فراوان است.
آرى، آنان ثابت كردند كه عابدان شب در مكتب علوى، فاطمى و حسينى، همان شيران روز در ركاب امام عشق اند؛ ديانت، خلوص، پيروى از امام حسين (عليه السلام)، پايمردى و شجاعت بى نظيرشان در كنار عبادت و عبوديت پروردگار، اين رادمردان هميشه تاريخ را از برجسته ترين شهداى جاى گرفته در بهشت قرار داده است.
اصحاب امام، شهداى فضيلتند و امام در حق ايشان چه زيبا فرمود كه: ((من اصحاب و يارانى بهتر از ياران خود و اهل بيت و خاندانى با وفاتر و وظيفه شناس تر از اهل بيت خويش، سراغ ندارم)).
سخن ناگفته درباره ياران امام (عليه السلام) بسيار است و اين واژگان هستند كه توان عنوان آن صفات برجسته و ممتاز را ندارند. در جبهه باطل نيز سخنانى رد و بدل شد؛ آن جا سخن از بى وفايى و روبَه صفتى بود. خويش ‍ را سرزنش كردن و همديگر را متهم كردن و مورد عتاب قرار دادن كه مگر تو نامه ننوشتى؟، مگر تو امضاكننده دعوت نامه نبودى؟ و بالاخره اين كه براى رسيدن به مطامع دنيوى چون گرگان گرسنه در كمين يكديگر مى نشستند (نظير شمر و عمر سعد لعنة الله عليهما).
به راستى عاشورا يعنى آينه تمام نماى ارزش ها، استقامت ها، ايثارها و شجاعت هاى بى نظير. و هر چه بر عمر بشر افزوده مى شود، پيام هاى عاشورا بيشتر جلوه مى كند. حقيقتا پيروز اين ميدان، كسانى بودند كه امروز و هر زمانى، نامشان با عظمت برده مى شود. فاتح ميدان كارزار كربلا، تفكر و تربيت توحيدى امام حسين (عليه السلام) و يارانش بود؛ آن چه براى استكبار جهانى و صهيونيزم بين الملل قابل تحمل نيست، همان روحيه شهادت طلبى و عشق به شهادت است كه سلسله جنبان آن، سالار شهيدان سيدالشهداء (عليه السلام) است.
كاش! بشريت امروز، پيام عاشورا را به گوش جان مى شنيد. كاش! پيروان تمام اديان و دينداران واقعى - كه امام حسين (عليه السلام) از حيثيت همه ايشان دفاع كرد - پيام كربلا را به جان مى خريدند. كاش! امروز حداقل رسانه هاى جهان اسلام، يكدل و يكصدا به مردم جهان مى گفتند تنها راه نجات از سرپنجه استكبار جهانى و رسيدن به آزادى و آزادگى، در پيام عاشورا و نهضت عزت بخش حسينى نهفته است. كاش! انديشمندان و فرزانگان به مسؤ وليت مهم خويش، همت بيشترى مى گماردند و توان و تلاش خويش را در اين راه، مصروف مى ساختند.
كاش! عده اى به جاى تكرار سخنان آن سوى مرزها كه نه سعادت آخرت را تاءمين مى كند و نه حوايج دنيا را، از كربلا، سعادت، عزت، سربلندى، استقلال، توحيد و خدامحورى سخن مى گفتند. آيا پرداخت اين همه هزينه و تحمل اين همه محروميت كه نتيجه افكار باطل بوده، براى بشريت كافى نيست؟ سخن از كربلا و عاشورا و ياران با وفاى امام حسين (عليه السلام) و تبليغ از فكر كربلايى در هر عصرى، بزرگترين خدمت به بشريت گرفتار آمده در دست ستمگران هر دوران و عصر و مصرى به شمار مى آيد.
بحمدالله در هر عصرى، عالمان و دانشوران وظيفه شناس، رسالت قلم را پاس داشته و در راه ترويج فرهنگ اسلامى و شناسايى بيشتر چهره پرفروغ امام حسين (عليه السلام) و يارانش، مطالبى عميق به نگارش در آورده اند از جمله عالم، اديب، انديشمند و شاعر نكته پرداز ((مرحوم شيخ محمد بن اهر بن حبيب بن حسين بن محسن بن تركى فضلى)) معروف به ((سماوى)) كه با نگاشتن ((ابصار العين فى انصار الحسين عليه السلام)) كارى بزرگ و ارزشمند از خود به يادگار نهاده است.
چيره دستى و اطلاعات فراوان مؤلف از تاريخ، در اين كتاب به خوبى نشان داده شده است. ذوق سليم نويسنده در جاى جاى كتاب به چشم مى خورد. تعبيراتش نشان از ژرفاى انديشه او دارد. به حق، او يكى از نثرنويسان برجسته تلقى مى شود.
بى ترديد، خوانندگان گرامى! با مطالعه اين كتاب، با ما هم عقيده خواهند شد كه نوشته اين عالم پركار و پژوهنده، در نوع خود اگر نگوييم بى نظير، در موضوع خود كم نظير است.
كتابى كه پيش رو داريد ترجمه كتاب ((ابصار العين فى انصار الحسين (عليه السلام))) مى باشد. اين كتاب، چندين بار پس از تاليف به زبان عربى، در نجف اشرف و ايران به چاپ رسيده است، لكن جناب حجة السلام و المسلمين حاج شيخ محمد جعفر طبسى در سال 1419 ه. ق. با زحمات فراوان و قابل تقدير، مبادرت به تحقيق اين كتاب نموده و منابع و مستندات تاريخى را در پاورقى كتاب با توضيحات لازم آورده است كه مجموعه كتاب و تحقيق ايشان توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به چاپ (چاپ اخير) رسيده است.
ترجمه حاضر با عنوان ((سلحشوران طف)) توسط جناب آقاى عباس ‍ جلالى، صورت گرفته است. مترجم محترم و پرتلاش، با توانمندى، اطلاعات و شناختى مناسب، اقدام به ترجمه ((ابصار)) تحقيق شده نموده است و حقيقتا با دقت فراوان توانسته است حلاوت و شيرينى بيان مؤ لف را در قالب زبان فارسى به خوانندگان هديه نمايد. ما بيش از اين پيرامون كتاب، تحقيق و ترجمه صورت گرفته، سخن نمى گوييم؛ زيرا مجموعه كتاب، بخش ها و فصل هاى مختلف آن در مقدمه مؤلف، محقق و مترجم محترم به نحو شايسته و لازم، معرفى شده است.
((انتشارات زائر؛ وابسته به آستان مقدسه حضرت فاطمه معصومه (سلام الله عليها))) در راستاى ترويج فرهنگ غنى اسلام و قرآن، در سالى كه به ابتكار مقام معظم رهبرى - دام ظله العالى - ((سال عزت و افتخار حسينى)) نام گرفته، با افتخار، اقدام به چاپ اين مجموعه نفيس و ارزشمند مى نمايد. اميد است جامعه اسلامى ما به ويژه نسل جوان و جامعه جهانى تشنه معرفت، با بهره گيرى از پيام حياتبخش عاشورا و الگوبردارى از آن، بتواند روزى به آرزوى ديرينه خود كه استقلال، آزادى، صلح و عدالت است، دست يابد.
در پايان، براى روح مؤلف گرانقدر اثر حاضر و همه مؤلفان و مروجان علوم الهى و اسلامى، علو درجات و براى محقق ارجمند و مترجم ساعى كتاب، توفيق بيشتر از درگاه الهى مسئلت داريم.
انتشارات زائر؛ آستانه مقدسه
---------------------------------------------
1-احزاب/23.
--------------------------------------
الشيخ محمد بن طاهر السماوى
مترجم: عباس جلالى



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: سلحشوران طفّ (ترجمه ابصار العين فى انصار الحسين(ع) ، ،
برچسب‌ها: