KING - 1 《 کد ثبت ( 1-1-695624-65-3-1 ) 》 افزایش بازدید logo-samandehi موکب باب الحوائج شهر حر >
ذكر ابتلاى زكريا عليه‏السلام و يحيى عليه‏السلام
دو شنبه 29 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 9:0| نظر | ادامه مطلب

 و از جمله انبيا ابتلاى يحيى و زكريا اشتهارى تمام دارد آورده‏اند كه چون زكريا با حق سبحانه تعالى مناجات كرد كه الهى ضعف من قوت گرفت و سستى پيرى بر من مستولى شد فهب لى من لدنك وليا يرثنى پس ببخش مرا از نزديك خود فرزندى كه تو او را دوست دارى و او تو را دوست دارد حق تعالى يحيى را به وى داد و يحيى به غايت خداترس بود حق سبحانه و تعالى او را در كودكى علم و حكمت ارزانى فرمود.
آورده‏اند كه در وقتى كه سه ساله بود كودكان محله به در خانه زكريا رفتند كه اى يحيى از خانه بيرون آى تا بازى كنيم هم از درون خانه جواب داد كه ما للعب خلقنا ما براى بازى آفريده نشده و به جهت لغو و لهو و لعب بدين عالم نيامده‏ايم و يحيى را رقت قلب و دقت فهمى و خداترسى به مرتبه‏اى بود كه چون از احوال قيامت چيزى استماع كردى فى الحال دلش مضطرب شدى و مرغ روحش در پرواز آمدى از لباس‏ها به پلاسى قناعت نموده و از طعام‏ها بنان خشك بسنده كرده.
از پى شوق و ذكر حق ما را 
وز طعام و لباس اهل جهان    در دو عالم دل و زبانى بس 

دو شنبه 29 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 9:0| نظر | ادامه مطلب

 ديگر از پيغمبران على نبينا و آله و عليه‏السلام بليه ايوب مشهور است و صبر او در بلا بر همه زبان‏ها مذكور. آرى لشگر نعمت كه در رسد درگاه بيگانگان طلبد تا فرود آيد و طليعه سپاه محنت كه بيايد زاويه آشنايان جويد و در آن جا نزول فرمايد.
اى دنياداران! شما را نعمت و سور درخور است اى دوستان و هواداران! شما را زحمت و شور خوشتر است. در يكى از كتب سماوى مسطور است كه فرزندان آدم بدانيد كه آسمان خزينه فرشتگانست و بهشت خزانه حور و غلمانست، دريا جاى دُرهاى آبدار است و كوه معدن گوهرهاى باقيمت و مقدار سينه‏هاى احرار مخزن اسرار قدمست، دلهاى دوستان من خزانه اندوه و غم در بلا شكستگيست و من دل شكسته دوست مى‏دارم كه أنا عند المنكسرة قلوبهم در محنت هجوم اندوهست و من اندوه‏كنان را به مقام محبت فرود آرم كه ان الله يحب كل قلب حزين.

سه شنبه 24 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 19:35| نظر | ادامه مطلب

 و ديگر از زمره انبيا و فرقه اصفيا ابتلاى يعقوب عليه‏السلام و بلاى يوسف عليه‏السلام مشهورست و اكثر احوال ايشان در سوره يوسف 11 مذكور و امام ركن الدين محمد المشهور به امام‏زاده در ترجمه سوره يوسف كه مشتمل بر روايات شريفه و محتوى بر حكايات لطيفه است آورده كه سبب نزول اين سوره علماى تفسير را اقوال است و قولى چند بيان كرده و از جمله وجهى نادر آورده كه اين سوره جهت تسلى حضرت رسالت صلّى الله عليه و آله و سلم نازل شده بعد از استماع واقعه حسنين و اين وجه به همان عبارت امام با اندك تغييرى اينجا به حيز تحرير در مى‏آيد:
در صحايف آثار و لطايف اخبار نوشته‏اند كه روزى سيد سادات و منشأ جميع سعادات سردفتر جريده كاينات و شاه‏بيت قصيده موجودات عليه افضل‏الصلوات و اكمل التحيات نشسته بود حسن و حسين را بر كنار نشانده و در عالم خوشتر از آن چه باشد مقصود در كنار و قاصد از آن ميانه بر كنار درياى رحمت موج زده بود و در شب‏افروز بر ساحل افتاده آن روز آفتاب و ماه از يك برج مى‏تافت و قيامت ناآمده سر و جمع الشمس و القمر مشاهده مى‏رفت ندانم تا كنار خواجه را عدن گويم كه پر درّ و مرجان رواست يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان مراد حسن و حسين‏اند. اگر چمن خوانم پر گل و ريحان سزاست هما ريحانتاى من الدنيا سيد عالم صلّى الله عليه و آله و سلم گاه لب بر لب 

سه شنبه 24 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 19:16| نظر | ادامه مطلب

ديگر از جمله پيغمبران ابراهيم خليل الله عليه سلام الله الملك الجليل به چندين بلا مبتلا شد زيرا كه نام دوستى داشت و درين كارخانه شور محبت بى‏سوز محنت نباشد حق سبحانه هرگاه بنده را به تحفه بلايى بنوازد دل او را منظور نظر عنايت بى‏نهايت خود سازد تا در كشش بلا و محنت چنان شادمان گردد كه ديگران در بخشش نعمت و راحت. 
يكى از اكابر دين فرمود: نحن نفرح بالبلاء ما فرحناك و مسرور مى‏شويم به بلا و و كما يفرح اهل الدنيا بالنعم، همچنان كه اهل دنيا به نعمت شادمان و مبتهج مى‏گردند زيرا كه بلا صيقلى است كه آئينه دل را از غبار هوا صفا و از زنگار شهود ماسوى مجلى مى‏گرداند و محنت كحل‏الجواهريست كه ديده بصيرت بدان روشنى مى‏يابد به حيثيتى كه مبتلا به مشاهده جمال حضرت معلى بينا مى‏شود و معاينه بيند كه بلا ازوست و مى‏داند كه هر چه ازوست به غايت زيبا و نكوست.
طريق عشق جانان جز بلا نيست 
اگر صد زخم از و بر جانم آيد    زمانى بى بلا بودن روا نيست 
چو تير از شست او آيد خطا نيست  

سه شنبه 24 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 19:16| نظر | ادامه مطلب

 و از جمله انبياء، نوح را على نبينا و عليه الصلاة و السلام بلاهاى عظيم پيش آمد و نهصد و پنجاه سال جفاى قوم مى‏كشيد و شربت زهرآلود بلا از جام محنت و عنا مى‏چشيد يك دم نائره بلاغش در ابلاغ پيام ربانى تسكين نيافت و لحظه‏اى از راه دعوت حقانى عنان برنتافت. 
در تكمله آورده كه: سه قرن خلق را به خدا مى‏خواند و اهل هر قرنى قريب به سيصد سال بقا داشتند چون ايشان را مرگ آمدى فرزندان ايشان را دعوت كردى و حق تعالى او را آوازى داده بود كه هرگاه آغاز دعوت فرمودى هر كه از امت او بودى آواز او بشنودى هم در خلوت ايشان را نصيحت مى‏فرمود و هم به آشكار ملامت مى‏نمود و ايشان سنگ بر وى زدندى و استخوان‏هاى پهلوى مباركش در هم شكستندى و گاه بودى كه چندان سنگ بر وى افكندندى كه در ميان سنگ پنهان گشتى و قوم گفتى كه او كشته شد خاطر جمع كردندى. شب جبرئيل عليه‏السلام بيامدى سنگ‏ها را از وى دور كردى و پر با فرّ خود برو بماليدى همه جراحت‏هاى او درست گشتى و صباح به انجمن اشراف قوم درآمدى و گفتى: قولوا لا اله الا الله تفلحوا يعنى: بگوييد لا اله الا الله تا رستگارى يابيد باز آن سنگدلان دست جفا بگشادندى و تير آزار جهت تألم دل آن بزرگوار بر كمان انكار و استكبار نهادندى و آن حضرت قضا را به رضا استقبال نموده سپر صبر در روى كشيدى و در ميدان بلاهاى گوناگون جوشن تسليم پوشيدى چه يقين مى‏دانست كه بليه عين عطيه است از آن جهت به دوستان داده و راحت و نعمت سبب طرد و غفلت است بدين سبب به دشمنان فرستاده.
دستى به آستين ولا آشنا بود 

سه شنبه 23 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 19:11| نظر | ادامه مطلب

 باب اول: در ابتلاى جمعى از انبيا عليهم التحية و الثنا 


نخست ابوالبشر آدم صفى عليه‏السلام 

آنروز كه آب و خاك بر هم زده‏اند 
خالى نبود آدمى از درد و بلا    بر طينت آدم رقم غم زده‏اند 
كان ضربت اولين بر آدم زده‏اند  
هنوز آدم صفى از كتم عدم به فضاى وجود نيامده بود كه ملائكه زبان طعن بر آدميان گشادند و به فساد و خونريزى ايشان گواهى دادند و بعد از آن كه عزراييل به حكم ملك جليل از همه اجزاى زمين يك قبضه خاك برداشته در بطن نعمان بريخت حق سبحانه قطعه سحاب پاك را بر بالاى آن قبضه خاك چنان تعيين فرمود كه چهل روز بر آن خاك ببارد و به هيچ نوع سايه از سرآن برندارد آن سحاب به فرمان رب الارباب سى و نه صباح از درياى اندوه آب برداشته بر خاك آدم مى‏باريد تا آن خاك به آب غم و عنا گل شد.

سه شنبه 23 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 19:10| نظر | ادامه مطلب

 بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين‏
اى شربت درد تو دواى دل ما 
از نامه حمد تو شفاى دل ما    آشوب بلاى تو عطاى دل ما 
وز نام حبيب تو صفاى دل ما  
حضرت صبور بى‏ملال و شكور بى زوال عمت عطياته و طابت بلياته در كتاب كريم و كلام لازم التكريم خود زمره بلارسيدگان ميدان محبت و محنت چشيدگان معركه مشقت را بدين خطاب دلنواز معزز و سرافراز ساخته كه ولنبلونّكم و هر آينه مى‏آزماييم شما را يعنى با شما معامله آزمايندگان مى‏كنيم گرچه هيچ حال شما بر ما پوشيده نيست اما مى‏خواهيم كه عيار كار و بار هر كس بر محك امتحان ظاهر گردد و عالميان بدانند كه كدام نقد از بوته اخلاص ابتلا پاك و بى‏غش بيرون مى‏آيد.
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان    تا سيه‏روى شود هر كه دروغش باشد  
و آزمايش الهى به چند نوع در اين آيه واقع شده بشى‏ء من الخوف به چيزى از ترس كه آن خوف الهى باشد يا بيم دشمنان والجوع و به گرسنگى كه آن قحطى است يا تنگى معاش يا روزه داشتن و نقص من الاموال و نقص مال‏ها به تاراج حادثات يا اخراج زكوة و صدقات والانفس و نقصان در نفس‏ها كه آن بيمارى باشد و ضعف و عجز يا احتياج و بى‏نوايى والثمرات و به نقصان ميوه‏ها و تلف شدن محصولات به آفات ارضى و سماوى يا مرگ فرزندان كه ميوه باغ دل‏اند و روشنى چراغ بصر و ثمره نهال پدر و مادر و بشّر الصابرين و مژده ده صبركنندگان را كه در اين بليات طريقه شكيبايى پيش آرند و رسوم جزع و شكايت فروگذارند.
جام محنت خورند و دم نزنند 

سه شنبه 22 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 19:6| نظر | ادامه مطلب

  روضة الشهداء
مرحوم ملاحسين واعظى كاشفى

ترجمه حال مؤلف به قلم حضرت آيةالله آقاى حاج شيخ ابوالحسن شعرانى‏


بسم الله الرحمن الرحيم‏

مؤلف كتاب روضة الشهدا كمال الدين حسين بن على واعظ كاشفى از بزرگان علم دين و اركان مؤلفين و اساتيد ادب و نثرنويسان فارسى است و نظير او را روزگار كمتر به ياد دارد در مائه نهم مى‏زيست و گويند شوهر خواهر ملاعبدالرحمن جامى است. 
اصلا از مردم سبزوار است و در اين شهر به وعظ مى‏پرداخت پس از آن چندى به نيشابور و از آن جا به مشهد مقدس رفت و در آن جا نيز به وعظ اشتغال داشت پس از آن به هرات رفت و در عهد سلطنت سلطان حسين ميرزا بايقرا (883 - 911) و در دربار او نهايت اعزاز و احترام ديد. وزير دانش‏پرور او امير على‏شير نوايى او را تشويق بسيار مى‏كرد و به تاليف و تصنيف ترغيب مى‏فرمود چون هم در علوم دينى و انواع آن به حد كمال بود و هم در نويسندگى و ادب از بزرگترين اساتيد فن خويش و كمتر اين دو كمال در كسى مجتمع باشد و آن كه جمع دارد بايد قدر خويش بداند وقت بيهوده از دست ندهد كه مردم از او فائده بسيار برند و اتفاقا امير على‏شير نوايى ارزش او را دانست و قدر او را شناخت.

سه شنبه 22 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 19:3| نظر | ادامه مطلب

 مذهب كاشفى‏


گرچه دانستن مذهب مردم فائده معقول ندارد مگر آن چه قاضى نورالله ششترى در مجالس المؤمنين قصد كرده يعنى تكثير سواد خواسته چون وقتى عامه مردم بدانند بسيارى از بزرگان حكما و عرفا و ادبا و عقلا و مردمان برجسته روزگار دوستدار اهل بيت و وابسته به آنان بودند بيشتر رغبت در اين مذهب مى‏كنند بر خلاف طريقه آنان كه هر عاقلى مانند ابوعلى سينا و فارابى و امثال آنها را بى‏دين يا خارج از مذهب دانستند قهرا سبب مى‏شود كه مردم پندارند هر كس عقل نداشت و چيزى نمى‏دانست مسلمان بود و هر كس چيزى دانست از اسلام بيرون رفت.
بارى ملاحسين كاشفى يا شيعى بود در باطن يا اگر سنى بود و به مذهب ابوحنيفه تظاهر مى‏كرد در اصول با يك نفر عالم شيعى فرق نداشت و بسيارند در ميان علماى اهل سنت كه با شيعه فرق ندارند جز در احترام صحابه چنان كه در شيعه بسيارند كسانى كه در همه عمر حرمت صحابه را در ظاهر محفوظ داشتند.
گرچه بناى تأليفات ملاحسين كاشفى بر روش اهل سنت است اما هيچ شيعى هم ابتكارى مانند روضة الشهدا نكرده است.
قاضى نورالله گويد: معاشرت با امراى هرات مخصوصا با امير على‏شير او را به تظاهر به مذهب آنها واداشت وگرنه مردم سبزوار پيوسته شيعه بودند و ملاحسين هم در سبزوار متولد شده و پرورش يافته بود. 

سه شنبه 22 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 18:57| نظر | ادامه مطلب

 به بركت نام ابى‏عبدالله عليه‏السلام كتاب روضة الشهداء مى‏توان گفت بيش از هر كتاب فارسى در افكار و عقايد مردم رسوخ كرده و در قلوب آنان مؤثر واقع شده.
از مطالب و منقولات آن گذشته تعبير و سياق و طرز بيان و كيفيت تنسيق حكايات و مراعات تناسب چنان خوانندگان زمان خود و پس از خود را شيفته خود ساخت كه دهان به دهان و قلم به قلم از سينه به سينه و از كتابى به كتابى نقل گرديده است.
مهارت نويسنده در وعظ و تسخير قلوب به حدى است كه در وصف نمى‏آيد و از آن بايد قياس گرفت كه هنگام حيات در مواعظ شفاهى چه تأثير در مستمعين مى‏كرده است و به راستى كلمه واعظ مطلق كه براى او برگزيده‏اند به جا بوده است اگر مذهب تشيع داشت در بيان موضوع داد سخن داده است و اگر به مذهب اهل سنت بوده سبق از شيعيان بوده است و روش آنان را به آنها آموخته است.

چهار شنبه 10 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 16:58| نظر | ادامه مطلب

 پيروزى خون بر شمشير و بقاى دين

از قـرن هـاى متمادى، نهضت عاشورا به عنوان مظهر تجلى جنگ حق و بـاطل و روز عاشور، روز فداكارى و جان بازى در راه دين و حريت شـناخته شده است. حسين بن على(ع) در چنين روز تاريخى با يارانى انـدك ولـى ايمانى سرشار و پرصلابت با سپاه سنگ دل يزيد به مصاف پـرداخـت و كـربـلا را صحنه خونين عشق و شهادت ساخت و آزادگى، و حـريت را در بستر تاريخ صلا داد، و آزادمردان و آزادزنانى را در دامـن فـرهـنگ خود پرورد كه پرچم حريت را به دوش كشيدند و نهضت هايى را پديد آوردند. 
عـاشورا يك روز بيش نبود اما شعاع تاثير آن به ابديت كشيده شده اسـت و چـنـان وجدان هاى حساس و دل هاى پاك را تحت تاثير فرهنگ خـود قـرار داده كه در دهه محرم هر سال در اكثر نقاط مجالس عزا و سوگوارى برپا مى شود. 
امام خمينى(ره) درباره قيام عاشورا فرمودند: عاشورا قيام عدالت خـواهـان بـا عددى قليل و ايمان و عشقى بزرگ در مقابل ستم گران كـاخ نـشـيـن و مـسـتكبران غارت گر بود. اگر قيام عاشورا نبود، ابوسفيانيان قلم سرخ بر رخسار وحى و قرآن مى كشيدند. 

چهار شنبه 9 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 16:57| نظر | ادامه مطلب

 اهداء به پيشگاه سرور و سالار شهيدان حضرت ابى عبدّاللّه الحسين (ع ) مظلوم كربلا...
و تقديم به روح پر فتوح مرحوم حضرت حجّة الاسلام و المسلمين حاج سيّد محمود موسوى هشترودى (ره ) والد محترم حضرت حجّة الاسلام و المسلمين حاج سيّد طه موسوى هشترودى (حفظه اللّه ) كه حقّا در تدوين و چاپ اين كتاب و آثار ديگر اينجانب زحمات وافرى را متحمل گرديده اند، و با قلم مؤثّر و شيواى خويش كتابهاى اينجانب را به مقدّمه اى زيبا مزيّن فرموده اند، اميد است ثواب اين كتاب و دعاى خوانندگان محترم به روح بلند و ملكوتى والد محترم ايشان كه حقيقتا عاشق ابى عبداللّه (ع ) بوده است ، برسد.
همچنين بدينوسيله از جناب مستطاب حضرت حجّة الاسلام و المسلمين سيّد عبداللّه حسينى (حفظه اللّه ) مديريّت محترم انتشارات مهدى يار كه در چاپ و نشر كتب اينجانب زحمات شايانى كشيده اند، تشكّر و قدر دانى مى گردد، و از خداوند منّان مسئلت دارم به ايشان توفيق روزافزون عنايت فرمايد، كه حقّا در نشر فرهنگ غنى اهل بيت (ع ) تلاش مجدّانه اى را به انجام رسانيده اند. سعيكم مشكورا

چهار شنبه 9 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 16:51| نظر | ادامه مطلب

 مرحوم جنّت مكان حاج حسين نورى در دارالسلام خود نقل كرده است كه در كتاب كلمه طيّبه از مرحوم ميرزا سيد على صاحب شرح كبير كه مى فرمايد: من عصرهاى پنجشنبه مواظبت داشتم به زيارت قبرهائى كه در اطراف خيمه گاه است .
شبى در عالم رؤ يا ديدم كه رفته ام به زيارت همان قبرها، ناگهان شنيدم هاتفى به زبان فارسى مى گويد: خوشا به حال كسى كه در اين زمين مقدس ( كربلا) مدفون شود، اگر چه با هزاران گناه باشد از هول قيامت سالم مى ماند، و هيهات كه از هول قيامت سلامت باشد، كسى كه در اين زمين دفن نشود. (3)

چهار شنبه 9 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 16:49| نظر | ادامه مطلب

 بعضى گفته اند: كربلا مشتق از كَربَله ، بفتح كاف و باء موحده بر وزن عنفله ،بمعنى رخوت و نرمى است ، يقال به كربله (اى رخوة فى قدميه ) بخاطر آنكه خاك كربلا نرم بود0 و يا از كربلا است بمعنى ((الخالص الزّكى يقال كَربَل الحِنطَة اِذا انفّاها فسميت بذلك لان ارضها خالصة طيَّبة )) و يا از كربل بر وزن جعفر است . و كربل نام علفى است كه بسيار سرخ و برّاق مى باشد زيرا كه از آن علف در آن سرزمين بسيار بود.
البته كربلا مركب است از دو كلمه كرب و بلا و بخاطر كثرت استعمال كربلا شده است . زيرا كه روايت مى باشد كه بهترين اولاد پيغمبران در آنجا به شهادت ميرسند و سر انور اكثر ايشان را در آن زمين با لب تشنه بريدند و ملائكه ها هزار سال قبل از شهادت سيّدالشهداء - عليه آلاف التحيّة و الثناء - آن مكان شريف را زيارت ميكردند.
و قد قتل فيها قبل الحسين عليه السلام ماءئة نبىّ و ماءئة سبط و انّها تزفّ الى الجنة بطينها و شجرها و جميع ما فيها كما تزفّ العروس ‍ الى ازواجها

چهار شنبه 9 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 16:48| نظر | ادامه مطلب

 روايت شده است ، وقتى كه جناب سلمان (ره ) از جانب اميرالمؤمنين عليه السلام به حكومت مداين مأ مور گرديد، و عازم مدائن شد، آن عالى مقام با كاروانى همراه شد، و به درازگوشى سوار شده بود به منزل مى رفتند.
و قانون آن جناب بود كه يك فرسخ راه را سوار الاغ ميشد، و يك فرسخ راه را پياده مى رفت تا آن حيوان هم ناراحت نشود، و در ميان اهل قافله قانونِ مراعات احوال حيوانِ مركوب آن جناب معروف و معلوم شده بود.
در منزلى از منازل كه نوبت سوارى الاغ بود، آنجناب سوار شده و به قدر نيم فرسخ سوار بود، كه ناگاه اهل قافله ديدند، آن جناب بى اختيار از الاغ مركوب خود پياده شد، و بى اختيار خود را به زمين انداخت و زمين را به آغوش كشيد، و مانند ابر بهارى زار زار ميگريست ، اهل قافله متعجب شدند وبه سوى ايشان متو جّه شدند.

شنبه 5 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 16:41| نظر | ادامه مطلب

 مرحوم تاج الدّين حسن سلطان محمد( رضوان اللّه تعالى عليه ) در كتاب خود مينويسد 
در بغداد مرد فاسقى بود كه هنگام احتضار وصيّت كرده بود كه مرا ببريد نجف اشرف دفن كنيد شايد خداوند مرا بيامرزد و بخاطر حضرت امير المومنين عليه السلام ببخشد.
چون وفات كرد قوم و خويشان او حسب الوصيّة او را غسل داده و كفن نمودند و در تابوتى گذاردند و بسوى نجف حمل كردند.
شب حضرت امير عليه السلام به خواب بعضى از خدّام حرم خود آمدند، و فرمودند: فردا صبح نعش يك فاسق را از بغداد مى آورند كه در زمين نجف دفن كنند، برويد و مانع اين كار شويد! و نگذاريد او را در جوار من دفن كنند.
فردا كه شد خدّام حرم مطهّر يكديگر را خبر كردند، رفتند و در بيرون دروازه نجف ايستادند، كه نگذارند كه نعش آن فاسق را وارد كنند، هر قدر انتظار كشيدند كسى را نياوردند.

شنبه 5 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 16:29| نظر | ادامه مطلب

 عن الصّادق عليه السلام انّ ارض الكعبة قال مَن مِثلى و قد بنى بيت اللّه على ظهرى ياتينى النّاس من كل فجّ عميق و جعلت حرم اللّه و امنه ، فاوحى اللّه اليها كفّى و قرّى ما فضل ما فضّلت به فيها اعطيت ارض كربلا الّا بمنزلة الّا برّة غمت فى البحر فحملت من مأ البحر و لولا تربة الحسين عليه السلام ما فضّلتك و لولا ما ضمّنة كربلا لما خلقتك و لا خلقت الذّى افتخرت به فقرىّ و استقرّى و كونى دنيا متواضعا ذليلا مهيمنا غير مستنكف و لا مستكبر لارض كربلا والّا مسخنده و هويت بك فى نار جهنّم .
ترجمه : امام صادق عليه السلام فرمودند: مكه سخن گفت به كرامت هاى خداوند تفاخر نمود و گفت : كيست مانند من و حال آنكه خانه خدا روى من بنا شده و مردم از اطراف به جانب من مى آيند، چون مكّه تفاخر نمود وحى شد، كه اى مكّه بجاى خود باش ، نيست فضل خانه كه سبب فضل تو است در جنب فضل كربلا، مگر به مانند سوزنى كه در دريا فرو برند، پس چه اندازه آب از دريا برميدارد،

شنبه 5 بهمن 1392برچسب:, ساعت: 16:27| نظر | ادامه مطلب

 در مورد ورود حضرت سيّدالشهداء ابى عبداللّه الحسين عليه السلام به سرزمين كربلا اختلاف است ولى اصحّ تواريخ در مورد ورود آن حضرت به اين سرزمين پر بلا روز دوم محرم الحرام سال 61 هجرى مى باشد طبق روايت صحيح زمانى كه حضرت به آن زمين رسيده ، پرسيدند اين سرزمين چه نام دارد؟ جواب دادند قادسيه ، حضرت دوباره پرسيدند! آيا نام ديگرى دارد؟ عرض كردند نينوا! حضرت باز فرمودند! آيا نام ديگرى دارد؟ عرض ‍ كردند!به اين سرزمين طَفّ نيز ميگويند، دو باره فرزند رسول خدا(ص ) پرسيدند: ديگر چه نام دارد؟ عرض كردند: آرى ! اين سرزمين را كربلا نيز مى گويند.
چون حضرت نام كربلا را شنيدند، فرمودند:
اللهمّ انّى اعوذ بِكَ مِنَ الكَربِ و البَلا
يعنى خدا يا پناه مى برم بر خودت از همه مشكلات و بلاها.
و نيز فرمودند: ههنا مَناخُ رِكابِنا و مَحَطُّ رِحالِنا و مقتَلُ رجالِنا وَ مَسفَكُ دِمائِنَّا...
بعد از آن فرمود: اين موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است ، فرود آييد كه اين جا منزل و محل خيمه هاى ماست و اين زمين جاى ريختن خون ما است و در اين جاست كه قبرهاى ما واقع ميشود.

افزایش بازدید سایت

دریافت کد رتبه جهانی سایت و وبلاگ

ثبت لینک سایت رایگان دانلود آهنگ ویژه ماه محرم - دانلود آهنگ ویژه ماه محرم کمربند لاغری میس بلت - کمربند لاغری میس بلت تبادل لینک - تبادل لینک کوچک کننده بینی - کوچک کننده بینی پنل اس ام اس هاست لینوکس فروشگاه ساز پروفی میناکاری